Bihoviat
وقتی دلی نمی تپد قلمی خشک می شود و شعر می پژمرد انبوه اندهان از یاد می روند و جمله خاطرات بر باد می روند در باغ کوچه های میعادگاه دیگر کسی به انتظار کسی نیست آنچه باز می ماند درد بخیه است که پس از التیام آغاز می شود
Bihoviat
صدای چک چک اشک هایت را از پشت دیوار زمان میشنوم
و میشنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها
ساز دلتنگی میزنی و
من میشنوم
میشنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پر کشیدن باز می دارد
آه...
ای شکوه بی پایان...ای طنین شور انگیز من میشنوم
به آسمان بگو که من میشکنم!!!
هر آنچه تو را شکسته
و من میشنوم...
هر آنچه در سکوت تو نهفته...
Bihoviat
مشکلات فرصتهایی هستند که به شما داده شده اند تا بتوانید
جوهر وجود خود را بروز دهید و حداکثر تلاش خود را بکنید.
Bihoviat
اینجا هنوز هم یادت هست هنوز هم یادت مهربان تر از خود توست....!راستی یادت بخیر...
Bihoviat
همیشه یادت باشه ، اگه گدا دیدی هیچوقت تو دلت نگو راست میگه یا دروغ…بدم یا ندم…آدم خوبیه یا بدیه چشماتو ببند و کمکش کن تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا خدام تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه چشماشو ببنده و بهت بده...
Bihoviat
بی تابم! دلم تاب می خواهد و یک هل محکم! که دلم هری بریزد پایین هرچه را در خودش تلنبار کرده…
Bihoviat
خنده هایم شکلاتی شده اند... ولی زیادی خالص, تلخ تلخ
Bihoviat
اجبار عجیبی ست ، خوابت بیاید ؛ یک دنیا اما ؛ از درد تنهایی بیدار باشی ! از سکوت نافرجام ! شاید از حبس نفس !
Bihoviat
………………گاهے سکــــــــوت ، همان دروغ است !
کمـــے شیک تر، روشنفکــرانـه تر
و با مسئولیت کمتر......................................