Bihoviat
محبت زیادی همیشه آدمها را خراب می کند، گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند، بلکه آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند.
Bihoviat
هر دومون خیانت کردیم:
من شب ها با گریه می خوابیدم
و تو...
با غریبه!
Bihoviat
لعنتی ســـلام مــــرا بــــــه غـــرورت برســــــان و بـــه او بگــــو بـهـــای قــــــامــت بــلنــــدش تــنــهــایـیـســـــت...!!
Bihoviat
حیف نون رو می فرستند دنبال نخود سیاه، پیداش می کنه نامرد !
Bihoviat
هروقت به توفکرمیکنم یکی ازدکمه هایم شل می شود وانقراض اغوشم یک نسل به تاخیرمی افتد. دوست داشتن تو جنینی است درمن که نه سقط می شود نه به دنیا می اید
Bihoviat
در دیاری که تو انجا باشی ، بودنت انجا کا[!]ت ، ارزو های دیگر ، اوج بی انصا[!]ت !
Bihoviat
تنهــایـم ...
اما دلتنگ آغــوشی نیستــم...
خستــه ام ...
ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم...
چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز...
ولــی رازی نـدارم...
چــون مدتهــاست دیگــر کسی را "خیلــی" دوست ندارم...
فقط خیلـی هـا را دوست دارم
Bihoviat
بعضيا يار نيستن...بارن! وقتي كه ميرن، آدم حس ميكنه "سبك" شده.
Bihoviat
بـلافـاصـله پـس از مـرگـم ...
مـرا بـه خــاکــ نسپـاریــد؛
دوسـتـانــم عادتـــ دارنــد کـه...
دیــــر بیــاینـــــد...
Bihoviat
مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده باشد!
تشنه که شدی مراقب باش !
عجیب وحشی ام...
Bihoviat
این روزها به هرکی پر و بال بدی به جای اینکه باهات پرواز کنه ، واست دم در میاره ...
Bihoviat
سهراب گفتی: چشمها را باید شست... شستم ولی.............! گفتی: جور دیگر باید دید............ دیدم ولی............! گفتی زیر باران باید رفت.... رفتم ولی.....! او نه چشمهای خیس و شسته ام را... نه نگاه دیگرم را... هیچ کدام را ندید!!!!! فقط زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: دیوانه ی باران ندیده !!!