Bihoviat
خداي من!
از من نخواه ك يوسف روزگارت بشم!
من تسليم زليخايي شدم ك دل ك نه،روحم را برد!
Bihoviat
ای که در آسمان هر غمزده مهتاب تویی ساقی عشاق حسین است و می ناب تویی ذره منم مور منم وصله ناجور منم دور منم کور منم شمس جهان تاب تویی حی تویی و حیا تویی دم تویی و شفا تویی مرده منم درد منم طبیب اطیاب تویی کوه تویی کاه منم سائل درگاه منم مانده در راه منم دلیل و مهتاب تویی صید حسین اگر شدم دانه آن دام تویی ماهی بی تاب منم حلقه قلاب تویی تیغ شرر بار تویی مهر گهر بار تویی حسین ارباب تو و بهر من ارباب تویی آتش خورشید تویی زهره و ناهید تویی آب تویی تشنه تویی . تشنه تویی آب تویی رحمت حق که میرسد سلام ما به محضرت حلال باد تا ابد زحمت و شیر مادرت
Bihoviat
براى آدم نابينا شيشه و الماس يكيه! پس اگه يكى قدرتو ندونست،فكر نكن تو شيشه اى،اون نابيناست...
Bihoviat
عشق يعني آتش افروخته عشق يعني خيمه هاي سوخته عشق يعني حاجي بيت الحرام دل بريدن هاي حج ناتمام عشق يعني غربت نور دوعين عشق يعني گريه بر قبر حسين عشق را گويم فقط در يك كلام يااباالفضل و حسين والسلام...
Bihoviat
وقتی فهمید میخوامش خندیدو رفت التماسو توی چشمام دیدو رفت با همه خوبیام اما آخه بی وفا رنگ غم به زندگیم پاشیدو رفت دیگه دل از همه دنیا سرده کی میگه گریه دوای درده؟
Bihoviat
میگویم بعد نبودنت سیگار میکشم... نه برای اینکه بگوییم مرد شدم.... برای اینکه بگویم چقدر بی ارزشی... که یک سیگار باعث میشود فراموشت کنم...
Bihoviat
بس که جفا ز خارو گل،دیده دل رمیده ام همچو نسیم از این چمن،پای برون کشیده ام
Bihoviat
به زخم هایم می نگری؟ درد ندارد دیگر روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد مرده ها درد نمی کشند...! از تو خواهشی دارم برنگرد دیگر زنده ام نکن...!
Bihoviat
توی پاییز دل من حرفی از بهارنمیشه _ !
Bihoviat
تاميخواهم دستم را از دستت جداكنم صبر ميآيد،چقدراين عطسه هاى پائيزي رادوست دارم_!
Bihoviat
قهوه ي تلخ عشق را
شكر مي ريزيم
من هم مي زنم
تو هم مي زني
ناگهان تقدير …
همه چيز را …
بر هم مي زند…
Bihoviat
به هیچ روزی پس ات نمیدهم،به هیچ ساعتی،به هیچ دقیقه ای،به هیچ هیچی!!! سخت چسبیده ام تمامت را...............