Bihoviat
نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی كه از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی كه بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی كه برایم شكستی .... .. بخاطر احساسی كه برایم پرپر كردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمكی كه بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی كه بر قلبم حك كردی
Bihoviat
تـو مـرا نـادیـده بـگـیـر . . و مـن ، بـدنـم روز بـه روز كبود تـر مـی شـود . . از بـس خـودم را مـی زنـم . .
Bihoviat
دستانم اینبار که یـــخ کرد دیگر دستانت را نگیرم آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند
Bihoviat
دیـــــــــــــــــــــر آمـدی ... کمـــــــــــــــــــــــی تغییـــــــر کرده ام ! بــــــــرای شناخـتـنـم عکـســــــــــم را مچـالـــــــــــه کن ...!!
Bihoviat
صف میکشند دلتنگیهای من چون دانه های تسبیح به نخ کشید شده چقدر بکردانم دانه ها ر ا تا تو بیایی ...
Bihoviat
میگن دلتنگ نباش ...هه! مثل اینکه به آب بگن خیس نباش
Bihoviat
اين روزها شيرها هم ميخواهند با دمش بازي كني اما با دلش نه.........
Bihoviat
گاه دلتنگ میشوم دلتنگترازهمه دلتنگی ها گوشه ای مینشینم وحسرت هارامیشمارم باختن ها وصدای شکستن ها را کدامین امید را ناامیدکرده ام کدامین خواهش را نشنیدم به کدام دلتنگی خندیده ام که این چنین دلتنگم…………
Bihoviat
اشکهایم که سرازیر میشوند...... دیری نمی پایدکه قندیل می بندد... عجیب سرد است هوای نبودنت
Bihoviat
نـــبودنت داغم می کند! آنقدر که جای همه ی روزهای آخر سال بی آتش می سوزم ...
Bihoviat
سیــــــــــر شدم … بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم
Bihoviat
دلم تنگ است ... پرواز ميخواهم؛ تا كجايش را نميدانم؟ از زمین بيزارم ..
Bihoviat
قفس تنگ فلک جای پریشانی نیست یوسفی نیست در این مصر که زندانی نیست. (صائب تبریزی)
Bihoviat
هربار که صدای تورا میشنوم عجیب میشکنم تا اینکه خاطرات تو مرا دوباره زنده میکند اما انگار من به این شکست معتادم
Bihoviat
از تو میپرسم از قلبم میگوید:پاسخی نیست ناگزیر خود پاسخی می یابم که: ==خود کرده را تدبیر نیست==