Bihoviat
کاش از آفتاب یاد میگرفتیم
که بی دریغ باشیم در غم ها و شادیهایمان!حتی در نان خشکمان!!!
و کاردهایمان را جز برای قسمت کردن بیرون نکشیم...
Bihoviat
اگه تمدن به لخت بودنه پس حیوانات از همه متمدن ترن!
Bihoviat
ﺟﺪﻳﺪﺍ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﻥ
ﻣﻮﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﻻﻳﺖ ﻭ ﻟﻮﻻﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻦ
ﻧﺎﺧﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴﻜﻨﻦ
ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻦ
ﻛﻢ ﻛﻢ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﻢ ﭘﺎﺭک ﺩﻭﺑﻞ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻦ !
Bihoviat
جک لندن: هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟!
Bihoviat
تردیدی نیست تو رفته ای و دیگر بازنمیگردی حالا دیگر تنهایی ام حرمت دارد به حرمت آن هم که شده پشت سرت را نگاه نکن
Bihoviat
سیـب از درخت افتاد… ستــاره از آسمـان… تــو از دماغ فیــل… من از پل صـراط… گاهی فرقی نمیکند از کجا… سرنوشت مشترکی ست… ســـقــــوط…
Bihoviat
صدا میکنم تو را
این جانی که میگویی جانم را میگیرد !!! نزن این حرف ها را !!!
دل من جنبه ندارد ، وقتی نیستی دمار از روزگارم در میاورد …
Bihoviat
تــو چنــان زیبــا شــده ای میــان شعــرهــایــم، کــه گمــان نکنــم خــودت هــم بــدانــی ایــن کــه داری مــی خــوانیــش، خــودِ تــویــی . . .
Bihoviat
برای من باشی،خوب میشود بهشت میشود
نباشی،امانخواهی اما. جهنم نمیشود!
فقط ساعت هاگاهی دیوانه ام میکند.
شاید بیشترازگاهی...
Bihoviat
سوز می آمد…سردم شد…! برف بود و برف… بافتم و بافتم… تارهای “رویا” را به جان پودهای “کمبود”… کم داشتمت…! بافتم… رج به رج… “خیالت” را… بر تن عریان “تنهاییم”… و…انگار بودی…! گرم که نه… آب شدم… از شرم حضورت…!
Bihoviat
اگر دلت گرفت ، سکوت کن !
این روزها هیچکس معنای دلتنگی را نمیفهمد . . .
Bihoviat
انگار خـــــــدا تو صداشون کدئین تزریق کرده ... با آدم که حرف میزنن دردا تسکین پیدا میکنن مامانا رو میگم ... سلامتی تک تکشون از صمیم قلب ...
Bihoviat
با آنکه تو را گرم کند سرد مباش بر آنکه تو را شفا دهد درد مباش چیزی به جهان به ز جوانمردی نیست رسوای زمانه باش و نامرد مباش !
Bihoviat
آنـــقدر نـفس مـی کــشم …
تـــا ،
تمـــام شـود..
همـه ی آن “هـــوایــی” کـه ،
ســـراغ ِ تـــو را مـی گــــیـرد …