دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bihoviat

بی هویت همین!!! درباره »
Bihoviat
امتیاز: 1085

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(191 کاربر)

بازدید

Bihoviat
Bihoviat

تنهايي هم عالمي دارد...خوش هستي...به فكر كسي نيستي...ازهمه مهمتر تنهايي دلتو نميشكونه و باهات ميمونه!!.

Bihoviat
Bihoviat

روزگاری دانشگاه را " مکان مقدس " میدانستند ... اما این روزها ... برای بعضی تنها " مکان " است .... و برای بعضی تنها " مقدس " ... و چه مظلوم است " دانش " در " دانش" گاه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bihoviat
Bihoviat

آموختم که از درد های کوچک است که آدم می نالد اما وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی ...

Bihoviat
Bihoviat

افتادم به جاده ای که دوست می داشتم و جاده مرا برد برد برد به جایی که دوست نمی داشتم.

Bihoviat
Bihoviat

ﺳﺮﺩ. . . ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺮ ﺩﺭﺩ . . . ﺩﺭﺩ ﺳﺮ . . . ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﻢ . . . ﺳﺮ ﮔﯿﺠﻪ . . . ﺳﺮ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ . . . ﭼﻘﺪﺭ"ﺳﺮ" ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯼ"ﺳﺮﺩ . . . ﺑﯽ تو ! سلام

Bihoviat
Bihoviat

دلتنگم مثل ماه که بدون نیمه اش هر شب لاغرتر می شود...

Bihoviat
Bihoviat

خدایا . . . سیب که شیرین است سهل! تو بگو، زهر! هرچه که باشد . . . بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . . . تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون . . .!

Bihoviat
Bihoviat

اگر دری میان ما بود می‌کوفتم اگر میان ما دیواری بود بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم فرو می‌ریختم اگر کوه بود دریا بود پا می‌گذاشتم بر نقشه‌ی جهان و نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم اما میان ما هیچ نیست هیچ و تنها با هیچ ، هیچ کاری نمی‌شود کرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bihoviat
Bihoviat

مردمان می پرسند زندگی زیبا چیست ؟ دست تو را می گیرم و به خود نزدیک می کنم سرم را آرام بر شانه ات تکیه می دهم و در چشمشان لبخند می زنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bihoviat
Bihoviat

وقتی دلی نمی تپد قلمی خشک می شود و شعر می پژمرد انبوه اندهان از یاد می روند و جمله خاطرات بر باد می روند در باغ کوچه های میعادگاه دیگر کسی به انتظار کسی نیست آنچه باز می ماند درد بخیه است که پس از التیام آغاز می شود

Bihoviat
Bihoviat

دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد دلم آواز می خواهد دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد دلم بی رنگ و بی روح است دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bihoviat
Bihoviat

دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو؟ پوزخندی زد! گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد... گفتم: میخواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم!! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید... گفت : کبریتهایم را نخریدند! سالهاست تن می فروشم! می خری؟؟؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bihoviat
Bihoviat

بازم دریا فریبم داد من و ساحل هوایی کرد تمام خاطراتت را برای من تدایی کرد بازم پیغام بی پاسخ که دلتنگم که فرصت هست نشد که بی تفاوت شم هنوزم این دلم سادست تو دریا سنگ میندازم به یاد تو که از سنگی چی از دنیات کم میشد اگه میگفتی دل تنگی تمام زندگیم با این یه جمله زیرو رو میشد تو تنها دل خوشیم بودی چرا رفتی بگو چی شد.

Bihoviat
Bihoviat

صدای چک چک اشک هایت را از پشت دیوار زمان میشنوم و میشنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی میزنی و من میشنوم میشنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پر کشیدن باز می دارد آه... ای شکوه بی پایان...ای طنین شور انگیز من میشنوم به آسمان بگو که من میشکنم!!! هر آنچه تو را شکسته و من میشنوم... هر آنچه در سکوت تو نهفته...

Bihoviat
Bihoviat

دلم بهانه ات را می گیرد ... چقدر امشب حس می کنم نبود تو را ... صدایت در گوشم می پیچد و من می گویم - هان مرا صدا کرد ی ؟ دلم تنگ است ... صدایم کن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.