Bihoviat
تنهايي هم عالمي دارد...خوش هستي...به فكر كسي نيستي...ازهمه مهمتر تنهايي دلتو نميشكونه و باهات ميمونه!!.
Bihoviat
آموختم که از درد های کوچک است که آدم می نالد اما وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی ...
Bihoviat
افتادم به جاده ای که دوست می داشتم و جاده مرا برد برد برد به جایی که دوست نمی داشتم.
Bihoviat
دلتنگم مثل ماه که بدون نیمه اش هر شب لاغرتر می شود...
Bihoviat
خدایا . . . سیب که شیرین است سهل! تو بگو، زهر! هرچه که باشد . . . بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . . . تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون . . .!
Bihoviat
وقتی دلی نمی تپد قلمی خشک می شود و شعر می پژمرد انبوه اندهان از یاد می روند و جمله خاطرات بر باد می روند در باغ کوچه های میعادگاه دیگر کسی به انتظار کسی نیست آنچه باز می ماند درد بخیه است که پس از التیام آغاز می شود
Bihoviat
بازم دریا فریبم داد من و ساحل هوایی کرد تمام خاطراتت را برای من تدایی کرد بازم پیغام بی پاسخ که دلتنگم که فرصت هست نشد که بی تفاوت شم هنوزم این دلم سادست تو دریا سنگ میندازم به یاد تو که از سنگی چی از دنیات کم میشد اگه میگفتی دل تنگی تمام زندگیم با این یه جمله زیرو رو میشد تو تنها دل خوشیم بودی چرا رفتی بگو چی شد.
Bihoviat
صدای چک چک اشک هایت را از پشت دیوار زمان میشنوم
و میشنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها
ساز دلتنگی میزنی و
من میشنوم
میشنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پر کشیدن باز می دارد
آه...
ای شکوه بی پایان...ای طنین شور انگیز من میشنوم
به آسمان بگو که من میشکنم!!!
هر آنچه تو را شکسته
و من میشنوم...
هر آنچه در سکوت تو نهفته...