دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bihoviat

بی هویت همین!!! درباره »
Bihoviat
امتیاز: 1085

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(191 کاربر)

بازدید

Bihoviat
Bihoviat

بعد سالها دخترک کبریت فروش را دیدم ... بزرگ و زیبا شده بود ... به او گفتم :کبریت هایت کو ؟ می خواهم این سرزمین را به آتش بکشم ... خنده ی تلخی کرد و گفت: کبریت هایم را نخریدن ... سال هاست تن می فروشم ....! میخری...؟!؟

Bihoviat
Bihoviat

امروز هم با بـــی تو بودن گذشتــــــ ... خوش به حال " یادمــــ " که همیشه با توستــــــــــ

Bihoviat
Bihoviat

دست بر دلــــم مگذار ..... می سوزیــــــــــ ....! داغــــــــــ خیلی چیز ها بر دلـــــــــم مانده است ...

Bihoviat
Bihoviat

بهـ روزها دل مبند روز ها کهـ بهــ فصلـــــ می رسند ، رنگــ عوضـــ می کنند با شبــــ بمانـــــــ شبـ گرچهـ تاریکــ استــ ، ولیـــ همیشهـ یکـــ رنگــ استــ

Bihoviat
Bihoviat

هرگز به گذشته برنگرد.......... اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش بر می گشت.... /هیچ وقت پرنسس نمی شد/

Bihoviat
Bihoviat

ஜ۩ چرا غم ها نمي دانند كه من سلطان غم هايم ஜ۩

Bihoviat
Bihoviat

به خودم قول میدهم که فراموشت کنم وقتی صبح میشود، هه،تورا که نه... ولی! قولم را میکنم!!!!

Bihoviat
Bihoviat

حکایت عجیبیست رفتار ما... خداوند میبیند و میپوشاند.. مردم اما نمیبینند و فریاد میزنند..

Bihoviat
Bihoviat

ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﻱ ﺑﻴﺎﻳﻲ ﻭ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻛﻨﻲ ؟ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻟﻢ یک ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺘﺎﺑﻲ ﺑﻜﺸﻲ ﻛﻪ ﻧﻮﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ … ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻣﻦ ﺭﻭﻱ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻫﻢ یک ﺧﻨﺪﻩ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﻧﺮﺥ ﺧﻨﺪﻩ ﻛﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ

Bihoviat
Bihoviat

آتش زدن به یک سرنوشت کبریت نمی خواهد که... پا می خواهد... که لگد بزنی به همه ی دارایی یک نفر.. وبروی.

Bihoviat
Bihoviat

باورکن واژه های تلخِ شیرینی که جاری می شوند ازذهنم برای خودت نیست برای روزهایی است که من هستم تو نیستی☻

Bihoviat
Bihoviat

چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای... انجاکه تو ایستاده ای صدای مراهم نمی شنوی.. چه برسد به دلتنگی...

Bihoviat
Bihoviat

سرد است ومن تنهایم چه جمله ای پر از کلیشه پر از تهوع جای گرم نشسته ای ومیخوانی سرد است یخ نمی کنی حس نمی کنی که من برای نوشتن همین دو کلمه چه سرمایی را گذرانده ام...

Bihoviat
Bihoviat

پاهایت رابگذار اینجا... درست روی قلبم.. ببخش مرا... چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم آهسته قدم بردار اینجا... تاروپود این فرش قرمز پر از گل احساسم است...

Bihoviat
Bihoviat

دستان مرا بگیر... من هنوز هم نمی خواهم تورا به دست خاطرات بسپارم...