كيــميــاگر
نيمي تاريــك...نيمي روشــن!
كيــميــاگر
در مرگ آورترين لحظه هاي انتظار... زندگي را در رؤياهاي خويش دنبال مي گيرم ... در "رؤيا"ها و "اميد"هايم! *شاملوي عزيز : )
كيــميــاگر
اشكـ هاي محدود! ... وقتي تموم ميشن سردرد مياد سراغت! ... اشكي كه با جاري شدنش بايد مرهم بشه، حالا ميشه درد! .. درد رو درد!