زن مثله مشروبه که اولش حالیت نیست کیف می کنی و خوشی بعد که یه کم گذشت میبینی حالت به هم میخوره و باید بیاری بالا همشو ! تازه حالی رو هم که بردی از حلقت میکشه تحویل سیفون میده !
ملت عجب فانتزیایی دارن یکی از فانتزیام اینه که یه شب بارونی ببینم دارن یه دختره رو اذیت میکنن منم برسم بهشونو دخل تک تکشونو بیارم ! بعد دختره رو از رو زمین بلند کنم و کتمو دربیارم بدم تنش کنه … بعد سرشو بیاره بالا تو چشام نگاه کنه و بگه میشه اسمتو بدونم ؟ بعد من از توی کتم یه سیگار دربیارم روشن کنم ، بعد یه پوک عمیق بگیرمو یه لبخند ملیح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ، بعد دود که رفت کنار من غیب شده باشم و اونم یهو بیفته رو زمینو سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه
بچه که بودم یه آبمیوه گیری داشتیم که وقتی روشنش میکردیم رسما رم میکرد و علاوه بر صدا و ویبره، میرفت یه دوری هم میزد تو آشپزخونه بعد بابام همش منو مامور میکرد اینو نیگر دارم تا خودش هویجا رو آب بگیره. دقیقن حس اون کارگرایی رو داشتم که آسفالت رو سوراخ میکنن
نه فششو به من داد

13 سال و 4 ماه و 14 روز و 6 ساعت و 4 دقيقه قبلولی آلما که کلمه ی کاملا ترکیه !
میدونم مگه فقط ترکا باید اسم ترکی بزارن
13 سال و 4 ماه و 14 روز و 6 ساعت قبلآره
13 سال و 4 ماه و 14 روز و 5 ساعت و 58 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 14 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل8...
13 سال و 4 ماه و 14 روز و 5 ساعت و 12 دقيقه قبل