دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

reza

درباره ای وجود نداره............ درباره »
reza
مرد - مجرد
امتیاز: 9539

دنبال‌شدگان

(652 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(760 کاربر)

گروه‌ها

(109 گروه)

بازدید

reza
reza

سالهاست که مُرده ام

reza
یا مهدی ادرکنی 4.jpg reza

....

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza

در آغاز عشق بود

reza
reza

بابابزرگم اومده بود تهران رفتیم رسالت تونل رسالتُ که دید گفت این کاره شاهه .. هر چی گفتیم که این ُ تازگیا ساختن قبول نکرد و گفت شاه ساخته .. آخرش ما قانع شدیم

فردایی دیگر
فردایی دیگر

چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است ! /وقتی یادت نمی آید کدام یکشنبه عاشق ترین زن دنیا بودم/ و کدام یکشنبه پیراهنت آنقدر آبی بود... یادت نمی آید و سال هاست کنار همین شعر ایستاده ام ...و هی به ساعتی نگاه می کنم ,که عقربه هایش درست روی شش از کار افتاده اند ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
012.jpg °◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
در رفیق

@reza

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
reza
reza
در مشاعره

سحرم دولت بیدار به بالین آمد ... گفت:برخیز که آن خسرو شیرین آمد

reza
reza

صبح همگی بخیر دوستان

reza
reza

@☆★ shima ☆★ اولندش تولدت خیلی خیلی مبارک باشه دومندش تولدت بسی مبارک باشه سومندش تولدت مبارک باشهولی از کادو خبری نیست تا شام بدیبدیو شام بده

reza
reza

الان باید بگم:خوشا به حال اون کسی که توی رویای شماست

reza
13.jpg reza

@الهــــ ه بچگی الا و برفی

این ارسال را بازنشر کرده است.
ツ سارینا ツ
1348992532717261_large.jpg ツ سارینا ツ

@reza بفرمائیدفقط نمیدونم چرا قهر کرده!دیگه راضی کردنش با خودت

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
reza
reza

الان اینجانب به شدت بچه میخام اونم دختررسیدگی بشه لطفن

reza
reza

الان اینجانب به شدت بچه میخام اونم دختررسیدگی بشه لطفن

reza
reza

بابای دوستم تعریف میکرد تو جوونی یه شب دیر وقت یا چند تا از دوستام از یه کوچه رد میشدیم که پنجره یه خونه تو طبقه سوم باز شد و یه مرد اومد لب پنجره یه نخ سیگار روشن کرد و ریلکس شروع کرد کشیدن .. من به دوستام گفتم تازه از بغل عیال بلند شده و اومده یه نخ سیگارش بکشه و باز بره بغل عیال .. خوش بحالش چقدر خوشبخته(بقیه در دیدگاه)

آناهیتا
541764_512221945476412_350382777_n.jpg آناهیتا
در copy-paste

شب ِ اول که آمدیم قصدمان یک ماهه بود .. ولی امشب 600 بار است که دور هم جمع می شویم .. .. رادیو هفت به احترام شما تمام قد می ایستد و این ششصد حضور را با غرور مدالی می کند بر سینه اش .. ... لذتی که تمام این شب ها از لذتِ شما داشتیم را کسی نمی داند..ما تمام این شب ها دلمان را دستمان گرفتیم و کنار شما آمدیم .. و شما ما را به جمع خود راه دادید .. ششصد بار یک نفس دوستتان داریم .. ... امشب ویژه برنامه ششصدم رادیو هفت .. با حضور فسقلی های تمام این دوران ِ رادیو 7 .. با اجرای احسان کرمی .. به دوستان رادیو هفتی خبر دهید .. . ساعت 23 .. مثل همیشه

این ارسال را بازنشر کرده است.