reza
به لاله زار و گلستان نمیرود دل من .. که یاد دوست گلستان و لاله زار من است
reza
من کشته مرده این خدایان یونانی شدم اصلن نهایت سوء استفاده رو از قدرتشون میکردن.اصن خدا بایدم اینجوری باشه
reza
برای اینکه به راه خود ایمان داشته باشیم لزومی ندارد ثابت کنیم راه دیگران اشتباه است
reza
زندگی یک شماره ی ناقص ... روی دیوار دستشویی بود
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 32 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....