reza
الان من دچار یه نوع خودسانسوری مخلوط با مازوخیسمم
reza
دلم فرهاد تراشِ بیستون رو خواستش ییهویی
reza
یکی از اتفاقای معمولی روزمره من گرفتن شماره موبایلم از تلفن ثابت خونه ست که بفهمم اون بی صاحاب کجا قایم شده
reza
هیچ کس بزرگ نیست هیچ چیز عمیق نیست هیچ کدام ما مهم نیستیم دیگر
reza
اگه دنیا سیاه و سفید می بود زندگی راحت تر می شد
reza
نعیمه اشراقی نوه اَمام خمینی
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....