داداشیای خوبم ، ابجیای گلم تا این مدت که باهاتون بودم خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم و مدیون همتونم .میخواستم یه مدت نباشم یا شاید دیگه کلا نیام مونده به طاقت دلم که بتونم تحمل کنم دوریتونو یا نه !!! ازتون خواهشی دار به یکدیگر احترام بگذارید و هوای همو داشته باشین و باهم مهربون باشین به هم خوبی کنین فقط خوبیه که میمونه واسه هم .فقط میخوام اگه این مدت حرفی زدم که کسی ناراحت شده منو ببخشه و حلالم کنه چون واقعا از روی قصد نبوده .امیدوارم هر جا که هستین سلامت و شاد باشین وبراتون بهترین هارو ارزو میکنم .دوستای خوبی دارم اینجا هیچ وقت فراموشتون نمیکنم هیچ وقت خیلی دوستون دارم ...فقط دیگه تحمل ندارم اشکم داره سرازیر میشه ...خداحافظ خوش بگذره...عید هم تبریک میگم پیشاپیش خدارو براتون ارزو میکنم .
میگی با من که باشی هرچه باداباد حتی باشم تو ناکجا آباد
میسپاری تقدیرت رو دست باد فکر ما درگیر فکر تو آزاد
میگم آیندم با تو چی میشه میگی قسمتت هرچی بود همون میشه
میگم این طرز فکرو از سرت دور کن میگی من همینم تو اخلاقتو با من جور کن
هی سره ما کلاه میذاری منه ساده ی پا پتی میگم اینجوری نمیشه میگی اصلأ اینجوری راحتی
میگم ولم کن نمیخوام بسه کم ما رو بچرخون اگه قسمت ما اینه باشه خیالی نیس بچرخون
هی وعده دادی برات اینجور صلاحه هی میگفتم نه این فکرت اشتباهه
هی میگفتی نه این قصه جور دیگه س هی میگفتم نه تو کفش تو یه ریگ هس
هی میترسیدم باهام بازی در بیاری من برم فردا پشتم حرف در بیاری
هی میترسیدی من از تو بترسم میگم بدونی من از گرگ میترسم
کلاغ رو درخت پیتزا میخورده روباه اومد بهش گفت چه سری چه دمی یه آواز بخون واسمون.کلاغم پیتزا رو میکنه زیر بغلش و میگه برو گمشو اون وقتی که گولم زدی من کلاس دوم بودم الان لیسانسم.روباهم میگه میبینم پیر شدی پرو بالت ریخته.کلاغم تا بالاشو بازمیکنه پز بده یه دفه پیتزا میوفته.روباهم پیتزارو برمیداره و میگه اون موقع منم سرباز معلم بودم الان استاد شدم.