تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم
پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند شعری از نیما و سهراب برا یشان نخواندند ... شعر کوچه را از بر نداشتند ... پس چگونه بود تا همیشه در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی : ... که ما نه به آن میرسیم و نه از آن می گذریم حتی به بهای گذشتن از "هم"...
یروز تو بازداشگاه بودم که خواستم برم مستراح آقا وقتی رفتم گفتم یه آبی هم بخورم یه بشکه کوچولو پیدا کردم آبش کردم خوردم برگشتم تو بازداشگاه که 10 دقیقه بعدش آب خنک برامون آوردن منم گفتم بزار آب بخورم گفت هرکی یه بشکه داره بیاره آبش کنم...منم داد زدم گفتم یه بشکه تو دست شویی هست اونو بیار یکی از اون آخر گفت نه بابا من صبح جیش داشتم توش جیش کردم دادم تو مستراح خالی کردن منم هرچی خورده بودم بالا آوردم حتی موزی که هفته پیش خورده بودم هم بالا آوردم
بعضی وقتا زبون کار ساز نیست باید با عمل نشون بدی ...انسانها دیگران رو میتونن ولی خودشونو نمیتونن گول بزنن ....باید ببینی خدا تو زندگیت کجا قرار گرفته و یادش مارو از گناه ها منع میکنه یا خیلی راحت ازش میگذریم....
مرز بین #آزادی_و_هرزه_گی:>>>>{ خیلی زیاده اصلا هیچ #وجه_اشتراکی با هم نداره...!!!!} بعضیا هستن:>>{البته فقط بعضیا} که/ میخوان با کاراشون این دو راه رو به یه جاده متصل کنن :>>{که همین باعث میشه #ذهنیت_اشتباهی درباره آزادی شکل بگیره/ و تعریف درستی ازش به وجود نیاد...!!!} دوستی که دم از آزادی میزنی تو این زمونه که عقل همه به چشمشونه:>>{ سخته که بخوان #مرز بین آزادگی و هرزه گی رو که تو براشون معنی میکنی رو تشخیص بدن...!! اینقدر گلایه نکن از #عقب_موندگی ماها..!! ما عقب مونده نیستیم برامون سخته که یه زمانی کل جهان تحت تاثیر فرهنگ خودمون بوده حالا ما بریم زیر پرچم اونا...!!!
#هم-قبیله من اینجا دور ِ هم داریم #واقعی-تر از واقعی زندگی میکنیم ، میگیم ، میخندیم ، #سکوت میکنیم ... هیچ #انتظاری هم ازت ندارم .!.!.! اما چرا ی ِ #انتظار کوچولو ازت دارم ، که اگه #فردای ِ روز شنیدی ، تن ِ خسته ام رو تو #گور گذاشتن ی ِ کوچولو یادم کنی همین ... اندازه ی ِ #سکوت ...