دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان : اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین واشْرَحْ فیهِ صَدْری بإنابَةِ المُخْبتینَ بأمانِكَ یا أمانَ الخائِفین. خدایا روزى كن مرا در آن فرمانبردارى فروتنان و بگشا سینهام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اى امان ترسناكان
@Moein-----Moradi دیگه این بشر داره حال ِ منُ بهم میزنه . نمیشه یه کاری کنید این بره کلا از #دنبالر ؟ مایه ی عذاب ِ بخدا ... من به شخصه #ایگنور ِش کردم و پُستهاش رو #گزارش دادم .
وقتی دبیرستان بودم با یه پسری دعوام شد....بعد از کلی بزن بزن آخره دعوا شلوارم از خشتک جر خورد....آبروم رفت...مستقیم رفتم به مدیر گفتم این پسره شلوارمو پاره کرد که من بیگناه معرفی بشم....بعد هم مدیر به من منگنه داد و منم رفتم اون پشت مشتا از اول تا آخره شلوارمو با منکنه تف مالی کردم...چه خاطره تلخی بود خداااااااا
یادش بخیر................................. یادش بخیر خریدن تخمه تو قیف از دستفروش جلوی مدرسه یادش بخیر بازیهای تو کوچه قایم باشک.لی لی.وسطی.گل کوچیک.هفت سنگ.تبرک.تیله بازی ... یادش بخیر سفهای خرید با کوپن یادش بخیر قل دادن کپسولهای گاز تو کوچه و کشوندن پیت های نفت یادش بخیر کرسی تو زمستون یادش بخیر شیرهای سهمیه ای شیشه ای با اون خامه های که سرش می بست واون شیرکاکاوهای شیشه ای کوچیک یادش بخیر خوابهای اجباری سر ظهر یادش بخیر ترس از حموم رفتن با مادر یادش بخیر اون شانسی های که با چاقو درش باز میشد و ارد نخودچیهای که تو کاغذ بسته بندی میشد که همیشه کاغذ توش پوچ بود یادش بخیر .............
اینکه:>>>>{#فاصله_آدما از هم روز به روز داره #بیشتر_میشه...!!!/شکست عشقی داره بیداد میکنه.../آدما هر روز غمگین تر از دیروزن(یا حداقلش اینطوری جلوه میکنن برای #جلب_توجه)و....شاید میتونه به خاطر این باشه که:>>>{ماها #عادت_کردیم_به_فریاد_هم_برسیم...!!!}و به #سکوت_هم_هیچ_کاری_نداریم{حتی یه تلنگر...!!}بی خبر از اینیم که سر منشاء همه اینا میتونه سکوت باشه...!!{سکوتی که میتونه #هدایتگر_باشه_به_سمت_فنا(#هر_چیز_بد)..!}
یه چیزی که خوب #تو_کلم_فرو_رفته و اینکه #بهش_پایبندم:>>>>>{ اینه که معتقدم که نباید به#دلخوشی_های_دیگران حتی اون کوچیک کوچیکاش بخندیم...!!!} و اونا رو نادیده بگیریم... {#شاید_فقط_همینا_براشون_مونده...!!!}یادت نره که زمین گرده و در حال چرخش و:::>>>{ به قولی #شاید_برای_شما_اتفاق_بیفتد...!!!}