من ذره ذره آب شدم...
پشتِ این میزکامپیوتر..
پشتِ این کیبوردِ لعنتی
کیبوردی که جورِ بزدلی گلویی رو کشید که
حتی جرئت نداشت حرفهاشوبه زبون بیاره و
همه اوناروقورت داد تاکه بغض بشن
کیبوردی که خیلی از فریاد هارونوشت ودم نزد
کیبوردی که اشک هاوبغض هارو دیدونوشت
من آب شدم
نابود شدم اینجا
وهیچ کس سوختنمو ندید
جزاین کیبوردو میزِ لعنتـــــــــــی