دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

٠•♥✿ LvF ✿♥•٠

..................................! درباره »
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
زن - مجرد
امتیاز: 4466

دنبال‌شدگان

(692 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(587 کاربر)

گروه‌ها

(86 گروه)

بازدید

٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠

هیـــچ کـ س نیســت !!! ولـــــــــــــــــــــی کسـ ـی اسـ ـت کــهـ »»» نیســت!!!

Diba (مادربزرگ)
th Diba (مادربزرگ)

زندگی

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط موبایل توسط emad

شفای بیماران بلند صلوات

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

تــو دنیـایی کـه پـاکدامـنـی ، بـه پـرده دو سه سانتـی و ... چار تـا قـسـم الـکی بـاشـه ... هـمـون بـهـتر کـه فـاحشـه بـاشی ... »»والا

این ارسال را بازنشر کرده است.
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠

دوستان دو نفر هستن که واااااااااااااااااااقعا همدیگرو دوست دارن ..... عاشق واقعی ... میخوان با هم ازدواج کنن ولی ی ذله مشکل دارن میشه براشون 2آ کنید ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دیشب آرزویم را به ماه گفتم ... خندید ... ستاره ها چشمک زدند ... آیا برآورده میشود ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

وقتـــی تـــودوراهـــی موندیو نمیدونی بهـــش زنـــ0938ـــگ بزنی یانــه...«««گنـــد تریــ×ن احــساس ِ عمرمـــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

خدایا... خیلی شیک ومجلسی زدی دهنمونو سرویس کردی... هرچند،بازم میگم... خود دانی! هر کاریمونم بکنی... چاکرتم هستیم!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

نشستم رو کاناپه... چراغا خاموش ویه ویدیوی مسخره که روبه رومه... کنترلو میگیرم تودستم فیلم زندگیمو بر میگردونم عقب... حرکت مزحک آدما وبرگشتنشون به حالت قبلیشون یه لبخند تلخ گوشه لبم مینشونه یه صحنه به نظرم آشنا میاد... با کلید stopنگهش میدارم... انگار یه حسی بهم میگه میخوام دوباره مرورش کنم "اولین باری که دیدمت اولین باری که توعمرم دیدمتوشاید تو حتی حواست هم نبود" -کوچه هارو برای لوله کشی کندن... فقط میشه از توپیاده رو رفت وآمد کرد بابا ماشینو نگه میداره تاپیاده شم سربریدگی کوچه...حوالی غروب... آروم میام تو بریدگی وکنار اولین خونه سربریدگی کوچه4 متوقف میشم نگام می افته بهت که داری با دوستات حرف میزنی یه پسر18،19ساله باقد بلند وشلوارک لی ورکابی سفید !! آروم از کنارت ردمیشم یکم جلوتر که میرم،یه لبخند میشینه گوشه لبم.. +...گوشه لبمو می جوم...نباید میدیمت نباید هیچ وقت توزندگیم میدیمت کنترلو برمیدارم این قسمت از فیلموcutمیکنم آره...!اینجوری بهتر شد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

باید ادامه بدم...چندسال دیگه؟چقد دوری وتنهایی؟ امیدم بریده....دیگه احساس میکنم باصدای بارون هم به یادم نمیوفتی... هرلحظه حسرتشو خوردم که چرا بارونش نبودم... اما باتمام وجود برات بارونی بودم...بودم یانه؟ ... -بارون صدات میاد...هرلحظه بابغض بیشتر... اما وجود سرد وبی روح پنجره..تواین هوای بارونی هم بویی ازت نبرده! پنجره ها خشک وبی روحن..شاید پنجره اتاق توام همینه!!! هرصدای رعد؛تلنگری برای شکستن بغضم... هرلحظه؛نگام می افته روصفحه سرد گوشی... یادِ سردی وخشکیِ بیابونی می افتم که بدون رسیدن باران؛توحسرت نبودن یارش خشکید؛ بازم صفحه سردو بی روح گوشی! ... یه اس میاد،یه غریبه مجازی... -چی شدی؟ -هیچ!هیچ شدم،نابود شدم!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
l__lNknOwN
l__lNknOwN

سلــــــامـــ عضــــو جـــدیدمــــ....نوشتهــ هایــ خودمـــه...اینمـــ وب نوشتـــه هامـــ

این ارسال را بازنشر کرده است.