فرهاد 72
دل که تنگ باشد ديگر مرد و زن ندارد اشک مي دود تا گوشه ي چشمانت وسر مي خورد روي گونه ها دل که تنگ باشد تنهايي اتاقت را با خدا هم تقسيم نمي کني
فرهاد 72
ميگن علف بايد به دهن بزي شيرين بياد يه عمر سعي کرديم شيرين ترين علف دنيا باشيم غافل از اينکه طرف اصلأ بز نيست, گاوه...!
فرهاد 72
بعضی وقتا می رسی به نقطهای که دیگه نمی تونی خودتو همراهت بکِشی؛ خسته شدی، می خوای خودتو بسپاری دستِ کسی که مراقبت باشه...!
فرهاد 72
دلم مي خواست يکی رو داشتم ، بعضي وقتا که مردم خستم می کردن ، ميومد کنارمو دستاش رو مي گذاشت دو طرف ِ صورتم زُل مي زد توو چشام ، مي گفت "ببين ! تو من رو داري"!!! و من ديگه هيچی کم نداشتم
فرهاد 72
گاهي آدم ها آن قدر زود عوض مي شوند آن قدر زود،که تو فرصت نمي کني،به ساعتت نگاهي بيندازي و ببيني چند دقيقه فاصله...ميان دوستي ها تا دشمني هاست
فرهاد 72
تو سکوت میکنی فریاد زمانم را نمی شنوی! یک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روز برای اولین بار مفهوم "دیر شدن "را خواهی فهمید.
فرهاد 72
زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسید حتی وقتی آرایش نداره موهای دست و پاش یه کم در اومده دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره موهاشو برات براشینگ نکرده ... پیژامه ت رو پوشیده و خودشو گوله کرده تو تخت تو جای خالیِ تو که هنوز گرمای تنتو داره که سرشو فرو کرده تو بالشت که بوی تنتو -نه ادکلنت- بوی تنتو با لذت با هر نفسش بکشه توی ریه هاش زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت و با همه شلختگی ظاهریش عاشقونه بوسش کرد تا احساس امنیت کنه که مردش همه جوره دوسش داره ...
فرهاد 72
واااااااای کی اینو یادش میاد؟
فرهاد 72
دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه ... ... ... وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود...!!!
فرهاد 72
گاهی" سکوت " علامت رضایت نیست ... شـــــایــــد کـــــــسی دارد خفه می شود پـشت سنگینی یـک بـغـض ....!