فرهاد 72
تا درودی دگر بدرودددددددددددددددددد
فرهاد 72
تو را آرزو نخواهم کرد، هيچ وقت! تو را لحظه اي خواهم پذيرفت که خودت بيايي، با دل خود، نه با آرزوي من.
فرهاد 72
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم اشکهایی را بریز که من ریختم دردها و خوشیهای من را تجربه کن ... ... ......سالهایی را بگذران که من گذراندم روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم ... شاید بعد از آن زمان بتوانی در مورد من قضاوت کنی
فرهاد 72
به سلامتی اونی که چسب های زخم بچه های خیابونی و پابرهنه مظلوم رو میخره اما میدونه که اگه تمام چسب زخم های اون بچه ها رو هم که بخره باز نه زخم های خودش خوب میشه نه زخم های اون بچه ها..
فرهاد 72
چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت....... تلخ کردن زندگی خود بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سپری مـی کـنـد.......
فرهاد 72
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری ، از ســادگی نیست ، شاید دیگه اونقدر واست مــهم نیستن که روشون حساس باشی ...
بدرود به خدا سپردیمت
14 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبلبدروووووووووووود
14 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلبدرود برادرم
14 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 51 دقيقه قبل