فرهاد 72
وقتي دلت خسته شد ديگه خنده معنايي نداره فقط ميخندي تا ديگران غم ِ آشيان كرده در چشمانت را نبينند وقتي دلت خسته شد ديگه حتي اشكهاي شبانه هم آرامت نميكند فقط گريه ميكني چون به گريه كردن عادت كرده اي ……. وقتي دلت خسته شد ديگر هيچ چيز آرامت نميكند جـــــــــــــــــز دل بريدن و رفـــــــــــتن ……..
فرهاد 72
ﮔﯿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮ ﺷﻤﻊ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻦ ﺗﻮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺰﺍﺭﺷﮕﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﻤﻊ ﺑﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﻮﺭﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺍﯾﻦ همه ی ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
فرهاد 72
فرق نمی کنه که گودال آب کوچکی باشی یا دریا٫ زلال که باشی آسمان در تو پیداست.
فرهاد 72
دوست داشتن ... یه پروانه را با دستات می گیری بعدش می خوای ببینی زنده هست؟ انگشتاتو باز کنی .... فرار میکنه محکم بگیری....می میره
فرهاد 72
تا درودی دگر بدروددددددددددد
فرهاد 72
سرخوشانند، ستايشگر خورشيد و زمين همه مهر است و محبت، نه جدال است و نه كين اشك مي جوشد در چشمه چشمم ناگاه بغض مي پيچد در سينه سوزانم، آه پس چرا ما نتوانيم كه اين سان باشيم به خود آييم و بخواهيم كه: انسان باشيم
فرهاد 72
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود بهم میرسانیم. نمیدانم آن سو برای شما تکه چوبی هست؟ من اینجا جنگلی را به آتش کشیدم...
فرهاد 72
بی شک " آغوش تو " هشتمین عجایب دنیاست ... ... واردش که میشوی زمان بی معنامیشود ، هیچ بُعدی ندارد ، بی آنکه نفس بکشی روحت تازه میشود !... تمام (( ثروت دنیا )) را به یک وجبش خواهم بخشید...
فرهاد 72
مانده نگاهم به دل پنجره / تر شده از هجرت تو خاطره / كوچه پر از حسرت پروانگيست / خانه تهي از نفس زندگيست / بي تو دلم نيمه شبي سوي دشت / پر زد و آواره شد و بر نگشت
فرهاد 72
می توان همه زندگی را در آغوش گرفت، کافی است یک نفر تمام زندگی ات باشد !