فرهاد 72
این نیاز، نیازی نیست جز نیاز غذایی اجتماع. تزریق استروئید بهمرغ در ناحیه گردن یا بال انجام می شود. بنابراین تجمع استروئید در این دو ناحیه ازهمه جا بیشتر است. استروئیدها دارای اثرات وحشتناكی بر روی بدن انسان هستند...علاوهبر تسریع رشد، اثرات بسیار خطرناك تری در مجاورت با هورمون های زنانه ایجاد می كنندكه منجر می شود تا زنان هرچه بیشتر مستعد رشد كیست در رحم خود باشند. بنابراینتوصیه می شود كه افراد مراقب رژیم غذایی خود بوده، از دفعات استفاده از بال مرغبكاهند! این مطلب را برای دوستان خود بفرستید
فرهاد 72
این ایمیل توسط یکی از اعضای گروه ارسال گردیده است. دانستن و بررسی و تحقیق پیرامون موضوع ارسالی خالی از لطف نیست. یكی از دوستان بهمنظور برداشتن زائده ای كه اخیرا در رحمش رشد كرده بود،تحت عمل جراحی قرار گرفت. كیست برداشته شده پر از مایع خون مانند و تیره رنگی بود. به گمانش، پس از این جراحی سلامتی خود را باز یافته است. او سخت در اشتباه بود! تنها چند ماه پس ازعمل جراحی بیماری او دوباره عود كرد. با پریشانی جهت تشخیص به متخصص زنان خویش مراجعه كرد. در طول معاینه، پزشك سوالی از او پرسید كه او را به تعجب واداشت. پزشك از او پرسیده بود كه آیا او از مصرف كننده های پروپا قرص بال مرغ است و او در حالی كه به این سوال پاسخ مثبت می داد با خود می اندیشید كه چطور پزشك زنان از عادات غذایی او باخبر است!!!ببینید، واقعیت این است كه امروزه در این دنیای مدرن برای تسریع رشد، به مرغ ها هورمون استروئید تزریق می شود تا میزان نیاز جامعه تامین گردد ...
فرهاد 72
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم
فرهاد 72
الهی این بنده چه میداندکه چه بایدجست؟داننده تویی هرانچه میدانی ده!..
فرهاد 72
آدم به خدا خیانت کرد! خدا درد آفرید! غم آفرید! تنهایی آفرید! بغض آفرید! اما راضی نشد! کمی فکر کرد! و آنگاه عشق آفرید! نفس راحتی کشید! انتقامش را گرفته بود از آدم …!
فرهاد 72
بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم!
فرهاد 72
نميــــــدانم تعبيـــــر نگاهت خداحافظيست يا انتــــــظار ؟!
فرهاد 72
وقتی “گذر زمان” دیدار را به اتفاق می سپارد باید قدر “باهم بودن” را دانست
فرهاد 72
فعلا بای بچه هااااااااااا
فرهاد 72
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه
فرهاد 72
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه
فرهاد 72
شما یادتون نمیاد، دبستان بودیم اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبستانی هاست! رفتیم دبیرستان دوباره اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبیرستانی هاست – خدا رحمتت کنه اما بالاخره امیدت به کی بود!؟؟ شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم همیشه وقتی دامن می پوشیدیم .. مامان مرتب تذکر می داد درست بشین دختر...شما یادتون نمیاد! روی فیلمای عروسی، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد؛ آهنگ یه حلقه طلایی معین و می ذاشتن. شما یادتون نمیاد:قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم.. شما یادتون نمیاد تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه