دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرهاد 72

من نمیگم هاااا .... گویا پسر خوبیم !!!!! درباره »
فرهاد 72
مرد - مجرد
امتیاز: 470.06

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(132 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

چرا عکس من غیب شده بچه هااااااااااااا

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

سلامممممممم دوستای گلمممممممم

فرهاد 72
3.jpg فرهاد 72
در دوره

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

هر چه دشنام، از لب ها خواهم برچید. هر چه دیوار، از جا خواهم بركند. رهزنان را خواهم گفت: كاروانی آمد بارش لبخند! ابر را، پاره خواهم كرد. من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید، دل ها را با عشق ، سایه را با آب، شاخه ها را با باد. و بهم خواهم پیوست، خواب كودك را با زمزمه زنجره هابادبادك ها، به هوا خواهم برد. گلدان ها، آب خواهم داد *** خواهم آمدپیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازشخواهم ریختمادیان تشنه، سطل شبنم را خواهم زد. خواهم آمد سر هر دیواری، میخكی خواهم كاشت. پای هر پنجره ای شعری خواهم خواندهر كلاغی را، كاجی خواهم داد. مار را خواهم گفت: چه شكوهی دارد غوك! آشتی خواهم دادآشنا خواهم كرد. راه خواهم رفت ... نور خواهم خورد. دوست خواهم داشت

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد. در رگ ها، نور خواهم ریخت. و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم، سیب سرخ خورشید. خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد. زن زیبای جذامی را، گوشواری دیگر خواهم بخشید. كور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ! دوره گردی خواهم شد، كوچه ها را خواهم گشت، جارخواهم زد: ای شبنم، شبنم،‌شبنم. رهگذر خواهد گفت: راستی را، شب تاریكی است،كهكشانی خواهم دادش. روی پل دختركی بی پاست، دب اكبر را بر گردن او خواهم آویخت.

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟ 1- بد نيست 2- خوب است 3- الحمدالله 4- تو خوبي؟

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس میکشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی تماشای تو عین آرامشه تو زیباترین آرزوی منی منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه از این عادت باتو بودن هنوز ببین لحظه لحظم کنارت خوشه همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم منو میکشه یه وقتایی انقدر حالم بده که میپرسم از هر کسی حالتو یه روزایی حس میکنم پشت من همه شهر میگرده دنبال تو منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

سلاممممممممم دوستای گلم

فرهاد 72
erfan.jpg فرهاد 72
در دوره

عــــــــــــــــــــــــــــــــزت زیاد ...

فرهاد 72
3Jokes_Animals_29.jpg فرهاد 72
در دوره

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو .... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست دوباره ... ... تا خدا خداست

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

از زبان يك هم نوع...جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده‌ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقده‌ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم . بسیار دور از هم قد کشیدیم. انقدر که دیگر نگاه‌مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه‌های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا. در محل کار، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی . و من باید تقاص همه‌ی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخره‌ای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را . باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می‌شود و من تنها در خیابانم؛ وقتی دنبال کار می‌گردم؛ وقتی تاکسی سوار می شوم . اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور. بهتان بر نخورد... آخر سالیان سال است که در همه جای دنیا، فقط مستراح‌ها را زنانه و مردانه کرده‌اند

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

از زبان يك هم نوع...بسیار دور از هم قد کشیده‌ایم . هر یک بر فراز صخره‌ای بلند و دره‌ای عمیق؛ میانمان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد. جدایمان کردند؛ از روز اول مهر. با پوشش‌های متفاوت. مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کله‌ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند. من را به مدرسه‌ی دخترانه و تو را پسرانه . دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند. با ردیف‌های دور از هم . نیمکت‌های خانم‌ها و آقایان. با درها و راهروها و ورودی‌ها و خروجی‌های خواهران و برادران . جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله‌ها و در حرم و امامزاده با نرده‌ها و در دریا و ساحل با پارچه‌های برزنتی. .. آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی‌ای برای من؛ و من شدم عقده‌ی جنسی سرکوب شده‌ای برای تو. تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان، از زور ناداني و بیماری و عقده‌های جنسی، من در پي يك نگاه و توجه و متلك از تو باشم ... و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی‌ات کند و نگاه حریص‌ات مانتو ام را بدرد . ,...

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

حالم بده رفیق...از چاپیدن یکدیگرتان، از قسم ها و دروغهای بی حد و حصرتان، از بی مطالعه بودنتان، از تن دادن و دل ندادنتان، از غرق شدنتان در فرهنگ غرب و فراموش کردن زبان مادریتان، از خود رو فروختن به اطلاعاتی و امنیتی برای پول درآوردنتان، از رفتارهایتان در پاتایای تایلند و آنتالیای ترکیه، از عدم رعایت نظافت شخصیتان، از فروختن شرفتان به قیمت یک سال محصولات شرکت ساندیس، از مدرک گرا بودنتان، از کلاس گذاشتنهای بی موردتان، از جوکهای قومیتیتان، از نژاد پرستیتان، از خواب دو هزار و پانصد ساله تان، از ادعاهای گزافتان راجع به مشاهیر ایران و ندانستن تاریخ تولدشان، از مصرف گرا بودنتان، از قسطی خریدن بنز برای فخر فروشی، از رقصیدنتان در مهمانی با روسری، از خوردن مشروب بعد از اقامه نماز و.... از کجا بگم ...از چه بگم... که حالم بده ، خیلی هم بد...!!!

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

حالم بده رفیق... حالم بده از این مردم ، حالم بده رفیق... از رفتارهایتان حالم بده، از طرز رانندگیتان، از صفهای صد شاخه تان، از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده، از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف، از داشتن غیرتهای بی مورد راجع به خواهر و مادرتان و بی غیرتی محض راجع به عزیزان دیگران، از تحلیلهای سیاسی و اقتصادیتان در تاکسی، از رد و بدل کردن بلوتوث های غیر اخلاقی، از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران، از آشغال ریختنتان در خیابان، از قابلیتتان برای تبدیل صحنه تصادف به محل قتل، از بی تفاوتیتان نسبت به خونهای ریخته شده بر کف خیابان، از نشستن در خانه هایتان و دنبال کردن اعتراضات از ماهواره، از عملهای زیبائی، از یکی نبودن حرف و عملتان، از تعارفهای بی موردتان، از غیبت کردنهای کثیرتان، از تغییر نظرهای یک ساعته تان، از بی تفاوتیتان نسبت به کودکان کار، از جو حاکم بر ورزشگاه هایتان، از مرگ بر گفتنها و درود فرستادنهای بی پشتوانه تان، از عشقهای یک شبه تان، از انتخاب دوست پسرتان بر مبنای نوع خودرو اش، , ...