دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرهاد 72

من نمیگم هاااا .... گویا پسر خوبیم !!!!! درباره »
فرهاد 72
مرد - مجرد
امتیاز: 470.06

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(132 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

بــه ریسه می کشــــم .. اشکــــهایــم را امشب چقدر، کوچه دلــــم چراغانی ست .. !

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

باز ... بوته های علف مست کرده اند سرشان را به هم می کوبند ..! هر وقت بوی تو نزدیک می شود داستان ما همین است !..

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

غضنفر میخواسته از همسایشون نردبونشونو قرض بگیره, با خودش فکر میکنه, میگه, الان اگه برم بگم نردبونتونو بدین, شاید همسایه بگه, نردبونمون کوتاهه, یا بگه, نردبونمون شکسته, یا بگه نردبونمون دادیم قرض به یکی دیگه. خلاصه میره دم خونه همسایه در میزنه, یارو میاد دم در میگه: بله بفرمایین کاری داشتین؟ غضنفر میگه: برو بابا شما هم با این نردبونتون!!!

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

خورشید را در آغوش بگیر ... اگر پشت به خورشید کنی ، جز سایه ی خویش چیز دیگری نمی بینی

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

به خدا گفتم : « بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراش مال تو دریا مال من موجش مال تو ماه مال من خورشید مال تو … » خدا خندید و گفت : « تو بندگی کن ، همه دنیا مال تو …من هم مال تو

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

به غضنفر مي گن پاشو صحره مي گه بزار بخوابم خودم فردا بهش زنگ مي زنم

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

همیشه سری به دل خود بزن بی تردید خدا را در دل خود می یابی خدا منزلی جز دل تو ندارد وقتی دل تو از مهر و مهربانی و ملاطفت سرشار است معلوم می شود که در دل خود با خدا دیداری داشته ای دل تو میعادگاه تو و خداست خدا در میعادگاه دل تو همیشه حاضر است تو اما به این میعادگاه سر نمی زنی تو همیشه غایب دل خود هستی چشم خود را ببند و بدان که همیشه در میعادگاه خدا منتظر توست

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

کاش می شد که کسی می آمد این دل خسته ی ما را می برد چشم ما را می شست راز لبخند به لب می آموخت کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند آسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما گم می کرد و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید و کمی مهربان تر بودیم کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد گل لبخند به مهمانی لب می بردیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

سلامممممممم شبتون بخیر دوستای گلم

فرهاد 72
erfan.jpg فرهاد 72
در دوره

عــــــــــــــــــــــــزت زیاد

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم... آنقدر که در من هراس گرفتن دست هست هراس گم شدن نیست!

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

کودک که بودم زیر تخت میخوابیدم ... چون ایمان داشتم هیچ لولویی زیر تخت جا نمیشود... آن موقع ها شبیه هیچکس نبودم ... این روز ها چرا این روز ها شبیه چاپلین گریه میکنم.... این روز ها بیشتر با مسکن هایم لامبادا میرقصم ... این روز ها جای خالیم زیر تخت بوی نفتالین میدهد... اگر نبودم حواست به موشهای خانه پدری باشد ... دیر بجنبی اعتصاب غذا میکنند....... راستی یکی را پیدا کن به خدا قرص خواب دهد ... میخواهم دو ساعت برای خودم زندگی کنم...

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

پلیس راهنماییی جلو غضنفر رو می گیره میگه: كارت ماشین، گواهینامه، معاینه فنی، بیمه... غضنفر میگه: چیكار كنم؟ جمله بسازم؟

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود / فارغ از جام الستش کرده بود گفت یارب ار چه خوارم کرده ای / بر صلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق دل خونم نکن / من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو ، من نیستم گفت ای دیوانه ، لیلایت منم / در رگ پنهان و پیدایت منم سالها با جور لیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی .