فرهاد 72
لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم میخواهی به آن خانه برگردی یا نه؟ لازم است گاهی از مسجد، کلیسا بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟ لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چهقدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟ لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟
فرهاد 72
لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟
فرهاد 72
پس این ها همه اسمش زندگی است.... دلتنگی ها ، دلخوشی ها ، ثانیه ها ، دقیقه ها.... حتی اگر تعدادشان ، به دو برابر آن رقمی که برایت نوشته ام برسد !
فرهاد 72
دلم پرواز می خواهد دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد دلم آواز می خواهد دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد دلم بی رنگ و بی روح است دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد! دلم با تو فقط پرواز می خواهد
فرهاد 72
شده ام معادله چند مجهولی این روزها ، هیچ كس از هیچ راهی .... مرا نمی فهمد.......
فرهاد 72
ازکسانیکه ازمن متنفرند سپاسگذارم ،آنهامراقویتر میکنند ازکسانیکه مرا دوست دارند،ممنونم ،آنان وسعت قلب مرا بزرگتر میکنند ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشکرم ،آنان به من می آموزندکه هیچ چیز تاابد ماندنی نیست
فرهاد 72
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد