دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سید احمد ثاراللهی

تحصیلات معمول زمان خود را در رشت به ‌پایان برد و از محضر پدر خود نیز بهره گرفت. ثاری بعد از اتمام ت... درباره »
سید احمد ثاراللهی
مرد - مجرد
امتیاز: 8506

دنبال‌شدگان

(2098 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(837 کاربر)

گروه‌ها

(244 گروه)

بازدید

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

قدر اهل درد صاحب درد میداند که چیست ... مرد صاحب درد، درد مرد، میداند که چیست ( وحشی بافقی )

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

مثل معتادی که که مواد بهش نرسیده همش حس می کنم یچی کم دارم...!

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

من همان بودم که خدا می خواست، کاش او هم همان بود که من می خواستم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

هیچ چیز بدتر از اون لحظه نیست که وسط بحث متوجه میشی که حق با طرفت هست و تو رسما داری زر میزنی ...!!!!

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

عمر رویایی من زود گذشت ... نوش این عمر بجز نیش نبود ( میر احمد ثاراللهی )

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

مرا میبینی و هر دم زیادت می کنی دردم ... تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست ... دل سودازده از غصه دونیم افتادست

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق ... چارتکبیر زدم یک سره بر هرچه که هست

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

از روزی که رفته ای، پسورد تمام چیزهایم شماره ی تو شده است و من دائم شماره ی تو را میگیرم بدون آنکه صدایت را بشنوم !!!

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ... گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

دردم از یار است و درمان نیز هم ... دل فدای او شد و جان نیز هم

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

علم فیزیک دروغ می‌گوید! برای دیدن نیاز به نور نیست، فقط دلیل لازم است!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است ... خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

زندگی رهگذرانی دارد .. گاه با لبخند گاه با گریه.. میگذرند اما نمی دانند که جا پای آنها بر روی زمین گِل آلود قلب خسته ی ما تنها یادگار از آنهاست ، تا ابد !