سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
میآیند ، می مانند ، می روند ... مثل مسافران کاروان سرا ... مثل ازدحام بی انتهایِ یک خیابان ... کسی برایِ بودن نیامده ... نمیآید ( نیکی فیروزکوهی )
سید احمد ثاراللهی
بعضی ها ... ! ( در همین حدن شایدم کمتر )
سید احمد ثاراللهی
مچّه = چانه ( چونه ، فک )
سید احمد ثاراللهی
ماه رمضون شد روزه این سایتم گرفت ! اقا یکم نفت بریزین تو باک سرورتون مردیم اینقده واسه هر لایکی یه ساعت معطل شدیم !!!!!!
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبل(س.الف.ث)