سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
اشک هایم را دانه به دانه جمع میکنم ، رودخانه خشک می شود ! (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
نه ازدحام ماشین ها ، نه بی شماری آدم ها، شهر را ، جای خالی تو ، برای من تنگ کرده است !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دانه به دانه بیرونم میکنی و دانه به دانه تهی میشوی ! (س.الف.ث)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
از ساختار دنیـــا اطلاعات زیادی ندارم ؛ ولـی مــن هــم دوست داشتم دنیـــــــــای كســـی باشــــــم !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هیچ گاه نابینایان تصمیمات کورکورانه نمی گیرند !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
زنبور عسلي كه شيره گل قالي را بمكد دست خالي به كندو بر ميگردد !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
رد پایت را شخم میزنم و نیامدنت میروید بر شهر !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم !
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبل(س.الف.ث)