مرسی ... چند وقت پیش کارگر اومده بود خونمون یه مقرادی خورده آهن ریخته بود تو حیاط خلوت ... برای اولین بار رفتم یه کار خیر بکنم مامانم اومد خونه سوپرایز شه زدم خودمو ناکار کردم !
پستچی میاد در میزنه میبینه یه پسر بچه با سیگار برگ و یه لیوان شراب درو باز کرد پستچی میگه بچه پدر مادرت خونه هستن !؟ بچه پکی به سیگارش میزنه و میگه تو چی فکر میکنی ....!
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبل(س.الف.ث)