دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سید احمد ثاراللهی

تحصیلات معمول زمان خود را در رشت به ‌پایان برد و از محضر پدر خود نیز بهره گرفت. ثاری بعد از اتمام ت... درباره »
سید احمد ثاراللهی
مرد - مجرد
امتیاز: 8506

دنبال‌شدگان

(2098 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(837 کاربر)

گروه‌ها

(244 گروه)

بازدید

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام

Jangal
Jangal

نه خدایی دیگه اگه امروز به این اینترنت ...حـــــ...شـــــــ ندیم کی بدیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
shadow.jpg آزاده ایــرانی

یه جایی خوندم:ایران دومین مصرف کننده مواد مخدر در جهان است خجالت نمی کشید ؟ یه خرده همت کنید تا قهرمانی راهی نیست! (پوسترش را خودم درست کردم)

ســجـی
Wallpaper windows 7 black2.jpg ســجـی

بک گراند ِ این لحظه ی کامپیوترم

یاس
یاس

خدایا من بدم میاد اسباب شخصیمو به کسی بدم . . .

دینا
دینا

من یه سوال دارم... اینکه میگه اینجا 2 نفر بهت تلنگر زدن تو هم بهشون تلنگر بزن یعنی چی؟

ســجـی
august-cake-candy-010.jpg ســجـی

@امین و @Ahmad و @parisa دوستان ، امیدوارم به همه آرزوهای قشنگتون برسین

باران
باران

تيمي كه از رشت بخوره به درد عمش ميخوره

ســجـی
ســجـی

وسط ِ گیر و ویر ِ انتخاب واحد نتم سرعتش داغون شد ...... به این @jpmfm ِ گفتم تو واسم انتخاب کن ..... اونم با خونسردی کامل یه درس خیلی مهمو جا انداخت ... تا فهمیدم ظرفیتش تکمیل شد

این ارسال را بازنشر کرده است.
khatere
khatere

داداش جوادم سلام.دلم خيلي برات تنگ شده.شماره تو گم كردماااا...ازت بي خبرم و اميدوارم شاد و سرزنده و خوشبخت باشي داداشي...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ســجـی
ســجـی

خیر سرمون اینترنت پر سرعت داریم 9 صبح پاشدیم 11:30 موفق شدیم اولین درسو برداریم @jpmfm شاهده ....اصن یه وضی بود

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت. گفت:من باور نمیکنم خدا وجود داشته باشد. پرسید: چرا؟ گفت : کا[!]ت به خیابان بروی و ببینی مگر میشود با وجود مهربان, این همه و رنج وجود داشته باشد؟ چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف, با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت: می دانی به نظر من ها وجود ندارند! مرد با تعجب گفت :چرا این حرف را میزنی؟! من اینجا هستم و همین الان موهای تو را مرتب کردم. با اعتراض گفت: پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند؟! مرد گفت:آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما نمیکنند. گفت: دقیقا همین است وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیکنند! برای همین است که اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

پنج شنبه شب هفته پیش ، خیلی خسته بودم . تازه چشمهام گرم شده بود که بچه همسایه شروع کرد زر زر کردن و جیغ زدن . از خواب پریدم . هر بار داشت خوابم می برد این بچه احمق همسایه شروع می کرد جیغ زدن . این قضیه پنج بار تکرار شد . خوابم پرید . ساعت یک نصف شب بود. خیلی عصبانی شدم . بلندگو بزرگه رو وصل کردم به تلوزیون و شروع کردم با صدای بلند فیلم اکشن دیدن . نود دقیقه صدای انفجار ، فریاد آدمهایی که نصف می شدن ، آهنگ تکنو و ... فضای ساختمون رو پر کرد. همسایه که دید اینطوریه شروع کرد با صدای بلند آواز خوندن و چه چه زدن : خوب شد خوب شد خوب شد ......... پیر شدم و از عشق دور ماندم ...... همسایه طبقه پایین به نشانه اعتراض با یه میله می کوبید به چهارچوب در که صداش تا بالا بیاد . بقیه همسایه ها اومده بودن تو راهرو داد و بیداد می کردن . از خدام بود یکیشون بیاد دم در تا حالشو جا بیارم . تا آخرین صحنه فیلم رو دیدم . تلوزیون رو خاموش کردم . همسایه ها هم ساکت شدن . ساعت سه نصف شب بود . همه داشتیم می خوابیدم که یهو زن یکی از همسایه ها شروع کرد با شوهرش دعوا کردن که مهریه ام رو می خوام !

سید احمد ثاراللهی
Fruit_029.jpg سید احمد ثاراللهی

بدجور هوس دارم !