عاشق که میشوی نا آرام میشوی ، گاهی حسود ، گاهی خود خواه ، گاهی دیوانه، گاهی آرام ، گاهی شاد ، گاهی غمگین ، گاهی خوشبخت ترین یک روز به خودت میایی میبینی تنهایی ؛ تنها ترین... هیچ کسی رو نداری حتی برای درد و دل کردن و حرف زدن... تنها غم میماند کنارت ...و تنهایی... و سیگار...
عشـــღـق یعنی: بعـــــد از یه دعــــوای مفصـــل، از روی لــــجبازی، گوشــــی رو بذاری رو ســـایلنت و بری زیر پـــتو بعــد هر چـــند دقیقه یه بار یواشــღـکی گوشه ی پتـــو رو بزنی کـــنار و زل بزنیبه سقـــف تا ببینـــی.... نـــوری از گوشـــی افـــتاده روی سقـــف....یا......نــه....!!! تـــــوو دلت بگــی ازت عصـــبانیم خــیلی بــدی امـــــا... لعنتــــღــی عاشقــღـتم
مي بينم از تو آشپزخونه صدا مياد رفتم مي بينم داداشم هي در يخچالو باز و بسته ميکنه... ميگم :چرا همچين ميکني؟ درش کنده شد ميگه :دارم رفرش ميکنم ببينم چيز جديد پيدا مي کنم يا نه!! اي خدا اين خوشيارو از ما نگير..!