حکایت من حکایت کسی ست که عاشق دریا بود اما قایق نداشت... دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت... حکایت کسی ست که زجر کشید اما زجه نزد... زخم داشت ولی ناله ای نکرد... نفس میکشید اما همنفس نداشت... خندید اما غمش را کسی نفهمید...
@.☻♥☻. morteza .☻♥☻. یه زمان ملت کارشون که با کامپیوتر تموم میشد روی کیبورد و مانیتور و کیس کاور می کشیدن! یعنی در حد رو مبلی پذیرایی! این روزا وقت نمیشه بدبختو خاموش کنیم خنک شه!!!