زندگی به من آموخت... آدمها نه دروغ می گویند, نه زیر حرفشان می زنند ...!! اگرچیزی می گویند صرفا " احساسشان " درهمان لحظه ست ...!! ... نباید رویش حساب کرد...
فولادی ترین اراده رو کسی داره که برای حفظ سلامتیش !!! به موقع از پای #دنبالر بلند بشه و بره دسشویی. . . این آدم به جایی رسیده که لذتهای دنیا براش تموم شدست و فقط به معنویات فکر می کنه!!
به یک جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی رنج را نباید #امتداد داد.... باید مثل یک #چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و ..........برای همیشه تمامشان کنی : |
زن و شوهری داشتن با هم دعوا می کردند، شوهر می گه: من فقط به خاطر این که بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم. زنه می گه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
@atifullah safiاگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم ، و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم ، اگر از دست من در خلوت خود گریه کردی، اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی، اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من، اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من ... حلالم کن ..و بعد امشب دعایم کن که من محتاج محتاجم
من زنم… بی هیچ آلایشی… بی هیچ آرایشی! او خواست که من زن باشم… که بدوش بکشم بار تو را که مردی و برویت نیاورم که از تو قویترم… من زنم… من ناقص العقلم… با همین عقل ناقصم از چه ورطه هایی که نجاتت نداده ام و تو عقلت کاملتر از من بود!!! من زنم... یاد گرفته ام عاشقت بمانم و همیشه متهم به هرزگی شوم... حال آنکه تو بی آنکه عاشقم باشی تظاهر کردی با من خواهی ماند! من زنم... کوه را حرکت میدهم بدون اینکه کلمه ای از خستگی و دلسردی به زبان آرم و تو همواره ناراضی و پرصدا سنگریزه ها را جابجا میکنی چرا که تو نیرومند تری!!! من زنم... وقت تولد نوزاد ... تلخی بیداری شبها بر بالین فرزندمان... سکوت و صبر در زمان خشم تو مال من، لذتهای شبانه... خوابهای شیرین و افتخار مردانگی مال تو! عادلانه است نه؟؟؟ من زنم... آری من زنم... او خواست که من زن باشم ... همچنان به تو اعتماد خواهم کرد... عشق خواهم ورزید... به مردانگی ات خواهم بالید ... با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد... پشتیبانت خواهم بود... و تو مرد بمان! این راز را که من مرد ترم به هیچ کس نخواهم گفت!!!
آرزوها بالاخره محقق میشوند!::: روزی شخصی به دیدار پیرمردی رفت پس از حال و احوال آن مرد برایش از خدا آرزوی خوشبختی کرد ناگهان پیرمرد گفت آرزو نکن که خدا قبول نمیکند!؟ مرد گفت ، چطور؟؟ پیر مرد گفت من 40 سال است که آرزو دارم ابراهیم خلیل الله را ببینم اما ندیدم! مرد به آرامی و با لبخند پاسخ داد : ابراهیم منم...!
از اسم دو نفر خیلی خوشم میاد ، یکی @Glee و اون یکی هم @لولی ، خیلی اسماتون با نمکه ، بعد میشینم پشت سره هم تند تند تکرار میکنم Glee Glee Glee و بعدش loli loli loli خیلی باحال میشه