آرمین│a℞ℳ iℕ
همیشه به کسی تکیه کنید که به کسی تکیه نکرده باشد و او کسی نیست غیر از خدا “کاترین پاندر”
C u p
عمیق نیستی! / چاه ویل را میدانی که چیست؟
امیر کریمی
او اینک برای حوا حتی از بهشت هم برای خودش گذشت. بعد زمان را برای دو فرشته به عقب باز گرداند و تمام حرکات ادم را مو به مو نشان دو فرشته داد. دو فرشته که عاشق ادم شده بودند در عظمت خدا به سجده افتادند. خداوندا : بگذار ما هم ادم را در زمین همراهی کنیم. و در حالی که اشک می ریختند گفتند ما عاشق بنده ی تو شدیم. و خداوند بی انکه ادم بداند یکی را بر شانه ی راست ادم نشاند و دیگری را بر شانه چپ و فرمود : تا پایان ادم بر زمین شما با او خواهید بود. و انگاه ادم بر زمین فرود امد. فردای ان روز اولین روز زندگی بر روی زمین بود. ادم و حوا خسته از یک روز زندگی بر زمین به غاری پناه بردند. ادم در حالی که سر حوا را بر پاهایش گذاشته بود موهایش را نوازش می کرد . و حوا ارام زیر لب یاده سیبی را که خورده بود در ذهنش و به ارامی بر لبش زمزمه می کرد . چه سیب خوشمزه ای بود. چه رنگی داشت . لذت بردم از خوردنش. و ادم میان دو ابروی حوا را بوسید و گفت : " دوستت دارم " ان شب اولین شب زندگی ادم و حوا بر زمین بود و خداوند مهربانی ها چه عاشقانه به تماشا نشسته بود ....
huriekhraji
گفتن دروغ شیرینه و گفتن حقیقت تلخ ... شاید واسه همینه که یه فنجون شیرقهوه بیشتر از یه لیوان شیرموز آدم رو به فکر فرو میبره...