دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حی علی الـ عزا ./

حی علی الـ عزا ./
مرد
امتیاز: 9022

دنبال‌شدگان

(507 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(779 کاربر)

گروه‌ها

(125 گروه)

بازدید

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./

من میگم آدم نباید فقط اندازه ی نوشته های سنگ قبرش خوبی کنه ./                                                                     

مهدی
مهدی

اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت !!

masoome
masoome

سلام بچه ها من دختر خاله ي ابوالفضل و الهام هستم .........تازه عضو شدم و اميدوارم دوستاي خوبي براي هم باشيم

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدی
مهدی

اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت. یه روز که طرف اومده بود عربده کشی، تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام. رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو یه نگاه بهم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد، منم سه پیچش شدم، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه!!

| ملکه مهر |
| ملکه مهر |

:اعتراف میکنم بچه که بودم..جو گیر بودم نماز بخونم....بعد چادر گل منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم رو به قبله وا میستادم شروع میکردم به نماز خوندن...اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می خوندم....>>>آقای راننده...آقای راننده...یالا بزن توو دنده

faafaa
faafaa

من دیگه باید برم......................دوستان همگی بای بای...................تا بعد....مواظب خودتون باشیدا......دوستون دارم...........................عشق است دنبالر.............

ســجـی
ســجـی

نمیدونم از چیه این بارون خوشتون میاد ... اگه یکم جای ما باشین کلا نظرتون عوض میشه .... الان 2 روزه که بدون توقف داره میباره ... دیشب فک کنم دما به صفر رسید ... الانم شدیدا هوا سرد شده.... دیگه از خونه نمیشه تکون خورد باز بگین بارون خوبه

ســهـــیـــل
ســهـــیـــل

سلام کسی این پسر دایی(h120#) بی معرفت ما رو ندیده

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./

.... و گل ِ

faafaa
faafaa
در خاطرات

شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد،.......... بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد...... و جاش میموند دیگه هر کار میکردیم نمیرفت،...... آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، .......میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !............

موسیقی
Maziyar2.jpg موسیقی
توسط ســجـی

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مازيار فلاحي به نام بوسه های تیغ [لینک]

faafaa
faafaa
در خاطرات

شما یادتون نمیاد.......... ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه ! .........

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

شارژ ایرانسل با کد *144* | و ایرادها [لينک]

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد… پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت. دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.****این داستان تقدیم به عزیزترینم***((ادامه دردیدگاه))

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

به به یه 5 گیگی دیگه پیدا کردم...

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

گفتی هم مثل ـی . . ! ولی الان ـو یادت نمیاد . . !