حی علی الـ عزا ./
من میگم آدم نباید فقط اندازه ی نوشته های سنگ قبرش خوبی کنه ./
چادر به سر
ساعت هولوهوشِ 12 بود شب تاریک وسردی بود...مجبور بودم پیاده برم...یهو صدای پایی از پشت سرم شنیدم که منو از جا پروند...صدای پا هرلحظه نزدیک ونزدیک تر می شد توجهی نکردم.......دوباره به راه خود ادامه دادم که ناگهان حس کردم کسی دنبالم میکند....قدم هایم راسریع تر برمی داشتم تا بلکه زود تر به خانه برسم اما انگار راه از همیشه طولانی تر شده بود و تمام نمیشد....قلبم به سینه می کوبید...برگشتم و گفتم کسی اینجاست؟........به اطرافم نگاه کردم کسی نبود باز به راه خود ادامه دادم تا اینکه....که دیدم کسی دارد با سرعت تمام به طرفم می آید من داد زدم و گفتم کی هستی؟..جوابی نشنیدم..بازهم امتداد همون خیابان را گرفتم و رفتم ....... صدا هنوز باقی مانده بود .... گاهی صدای پا و نفس های خشک او باهم قاطی میشد .... پیش خودم فکر کردم حتما یکی میخواهد مرااذیت کند . . . دست های سردم هنوز در جیبم بود .... و هروقت چاقو را در جیبم لمس میکردم ... یک نفس عمیق میکشیدم ... قدم هایم را تند تر کردم و جلو تر رفتم .... به یک کلبه ی کوچیک رسیدم .... در زدم .......اما کسی در را باز نکرد... ادامه در (دیدگاه)
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
دوستان عزیز خدانگهدارتون باشه .......
علی
با این که میدونم باید فراموشت کنم و تو هم فراموشم کردی و همه چیز دیگه تمومه.. ، اما نمیدونم چرا یجورایی ته دلم هنوز منتظرتم..
علی
داریم میریم جمکران بچه ها .. ، هرکی خواست بگه تا دعاش کنیم..
aynor
سلام.......عصر آدینه بخیر......امروز هم نیامد...........
آناهیتا
دخترها عاشق حرفهایی اند که می شنوند و پسرها عاشق چیزهایی اند که می بینند ، شاید دلیل این که دخترها ارایش میکنند و پسرها دروغ می گویند همین باشد!!!
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 3 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 2 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./