حی علی الـ عزا ./
من میگم آدم نباید فقط اندازه ی نوشته های سنگ قبرش خوبی کنه ./
حی علی الـ عزا ./
خــوش بـحـالـت ؛ دلـت کــه تـنـگ مـیـشــ ه یـکـــیُ داری بـهـش بـگــی ؛ خــوش بـحـالـت ؛ چـون "مـ ـن" خـیـلی وقـتِ بـ ه کـسـی نـگـفتـم "دلم برات تنگه" ؛ خــوش بـحـالـت ؛ کــه حـالـت خــوشِ • • • !! /
حی علی الـ عزا ./
چـِشــمِ دنـُیـا شـــورِ بـَـر عـکــس چـشـمــایِ "تــو" ؛ بـه جـاش شـَـبـام بــا خـاطــره هـات شـیـریــنِ بـَر عـَـکـس چـِشـمـایِ "مـ ـن" • • • ./
حی علی الـ عزا ./
یه سری آهنگا هستن آدم دوباره ِ دوباره ِ دوباره گوششون میده ، بعدِ 100 بار با خودش میگه یه بار دیگه گوش بدم میرم بعدی ، اما بازم نمیره ... از بس که باهاشون خاطره داره ... من کلی از این آهنگا دارم...
حی علی الـ عزا ./
میخوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه ؛ میخوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه ...
حی علی الـ عزا ./
خندت زوریه نباش تو عکس خب . . . : ]
حی علی الـ عزا ./
دو شب پیش داشتم باهاش قدم میزدم بلاخره سرِ صحبت رو باز کردم ؛ پرسیدم " آقای ... دماغت چی شده ؟ شکسته ؟" گفت "نه ، چیزی نیس" میدونستم چی شده پس بازم پرسیدم ، آخرش گفت " جای ترکشِ " هنوز برنداشته بودن پشت ِ گردنش هم بود ، اجازه گرفتم لمسش کردم یه تیکه آهنِ تیز بود که از گرمایِ وجودش گرم بود ، میگفت"تووی سنگر بودم ، 3 نفر بودم ، یه خمپاره 60 خورد روی سنگرمون یکیمون خورده بود به گیجگاشُ داشت خِر خِر میکرد ، منم اینجوری یکیم چیزِ خاصیش نشده بود ، خِر خِر هاش که تموم شد مُرد ، اومدم به فرمانده گفتم فلانی مرده ، همین فرمانده ای که الان این میدونِ تهِ خیابونیِ به اسمشِ " | بگذریم : ]
حی علی الـ عزا ./
الان بینِ سر دردُ دل درد دعواس !!
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 24 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./