"حسین من دارم بتل فیلد رو دانلود میکنم و تا فردا احتمالا پارت 7 تش هم تموم شه
تو خودتو درگیر یتل فیلد نکن اماده باش که داره کال آف میاد تو خودتو واسه دانلود اون آماده کن
منظور از آماده کردن فکر کنم این بود که پرت های آی دی امت و روغن کاری کن و از اینجور حرفا..!"
به قول محسن چاووشی : هر کی میاد نمک به زخمت میزنه ، ساده ی دلداده ی من گول نخوری دوباره دیوونه نشی ... چشمامو سرزنش نکن از پسشون بر نمیام ، پیر شدم تو این قفس یکم بهم "نفس" بده ، رحم ُ مروتت کجاس جوونیام ُ بده ، فک نمیکردم بذاری زار و زمین گیر بشم فک نمیکردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم ، اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود حتی اگه سنگ بودی دلت به رحم اومده بود ...
شلمچه بودیم! قیصری گفت: همه جورش خوبه!
صالح گفت:نه، اسیر شدن بده!
هرکسی یه چیزی گفت تا رسید به شیخ اکبر، دستاشو برد بالا و گفت : خدایا! همه اش خوبه؛ ولی من نمی خوام توی توالت شهید یا مجروح بشم!
نزدیک اذان ظهر بود که رفتیم برای تجدید وضو، دور تانکر آب ایستاده بودیم، حرف می زدیم و وضو می گرفتیم که خمپاره ای پشت توالت منفجر شد و توالتو ریخت رو هم.
هاج و واج نگاه به گرد و غبار می کردیم، که صدای جیغ و داد کسی بلند شد، دویدیم طرف صدا، صدای شیخ اکبر بود.
از زیر گونیا و چوبای خراب شده توالت داد میزد وگفت: آهای مردم! بیائید کمک. نه!نه! نیایید کمک، من لختم! خاک به سرم شد، همه جام پر از ترکش شده.
از خنده ریسه رفته بودیم و شیخ اکبر لخت و زخمی رو از زیر گونیا می کشیدیم بیرون، که داد زد نامردا ! نگاه نکنید! مگه نمی دونید من نامحرمم؟! خاک بر سرتون کنند! هنوز حرفش تمام نشده بود که دیگه نتونستیم ببریمش.
شیخ اکبرو ولو کردیم رو زمین و حالا نخند کی بخند، ما می خندیدیم و شیخ اکبر دم از نامحرمی می زد.
جیغ داد می کرد که امدادگر از راه رسید و رفت طرفش، شیخ اکبر گفت نیا! کجا میای!؟ امدادگر گفت: چشاتو ببند تا خجالت نکشی و بعد کنارش نشست . . .
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 58 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./