دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حی علی الـ عزا ./

حی علی الـ عزا ./
مرد
امتیاز: 9022

دنبال‌شدگان

(507 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(779 کاربر)

گروه‌ها

(125 گروه)

بازدید

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./

من میگم آدم نباید فقط اندازه ی نوشته های سنگ قبرش خوبی کنه ./                                                                     

faafaa
faafaa

کلاغ لکه ای بود بر دامن آسمان...دیدگاه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حسین ابراهیمی
1313713645976023_thumb.jpg حسین ابراهیمی
در نماز

موقع نماز به خودت بگو "میخوام برای چیزی که برای اون خلق شدم و به این دنیا اومدم ده دقیقه وقت بذارم!"...و زمانی که دستهایت را به نیت تکبیر بالا میبری فقط برای چند لحظه دنیا را به پشت سر بیفکن..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
faafaa
faafaa

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .......دیدگاه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
faafaa
faafaa

به سلامتی پسری که......... پولهای مچاله شدشو اروم گذاشت جلوی فروشنده........... و گفت: برای روز پدر یک کمربند می خوام......... فروشنده:. ... چه جنسی باشه؟........ پسر کوچولو: فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه...........

این ارسال را بازنشر کرده است.
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببینم)
hamishedarghalbami.jpg BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
در Im in love

بـــــوی کــبـــریــتـــــــ ســوخــتــــه مــی دهــم تـــا بـــه آخــر نــرســیــده ام فــوتــــــ کــــن مـــرا...

این ارسال را بازنشر کرده است.
حی علی الـ عزا ./
DSC00838.jpg حی علی الـ عزا ./
در Photographer

اون کوه ِ که نزدیک ِ خورشید ِ ، کوه ِ حضرت ِ خضر (ع) هست

این ارسال را بازنشر کرده است.
حی علی الـ عزا ./
DSC00918.jpg حی علی الـ عزا ./
در Photographer

چه مه ای

این ارسال را بازنشر کرده است.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

لعنتـــــــــــــ به تو ای دل که همیشه جایی جا می مانی که تو را نمی خواهند........

این ارسال را بازنشر کرده است.
حی علی الـ عزا ./
DSC00991.jpg حی علی الـ عزا ./

از حرکات ِ انتحاری ِ من و @علی آخرشم برد با یه کیک گذاشت رو میز ِ استاد گفت بفرمایید ( فیلم هم گرفتم )

این ارسال را بازنشر کرده است.
حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./
توسط موبایل در تیکه پراکن ها

یکی از جلویه در کلاس رد شد ، دوستم برایه سلام دستش رو برد بالا استاد گفت سوال داری ، گفت نه کولر ِ باد ِ گرم میزنه ، استاد گفت خاموشه یه ساعت باهاش داشت ور میرفت روشن شه ، ما که از خنده غش رفته بودیم (استاد زن بودا )

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران
باران

يه سوال مهم ـــــــــــ"دل تنگي آدمها چرا هيچ وقت تموم نميشه؟" ـــــــــــــ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد… پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت. دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.****این داستان تقدیم به عزیزترینم***((ادامه دردیدگاه))

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.