ملودی
پاتوق من ...شبها ...در دل تو ...همین ...
ملودی
مهربانیت آنقدر زیباست که سنجاقکی بدون ترس روی کف دستت آب خواهد خورد...
ملودی
تمام معادلات ریاضی ...بی معنی میشود ...وقتی ...یک روز نبودن تو ...بیشتر است ...از صد سال بودنت ...
ملودی
در طواف کعبه ی دلت ...تا ملکوت عشق ...عروج میکنم ...
ملودی
نه قدر گوینمیشم ؟...نه قدر سزلامشام ؟ ...نئجه سن سیزلمیشم ؟ ...آخ نئجه سن سیزلمیشم ؟ ...
ملودی
من ..." دکارت " ..." ژید " ...یا " کامو " نیستم ...که بگویم : ..." هستم " ...من شاید ...شبیه آزادی ...همیشه در بندم ...یا شبیه تنهایی ...همیشه عاشق ! ...
ملودی
گلها را آب داده ام کبوتر ها را دانه تنها لولای در را رو غن نزدم وقتی بیایی جیر جیر کند ومن از کسالت هزار ساله ی آدم بیدارشوم ...
ملودی
کلّ ِ دنيا را هم که داشته باشي.. باز هم دلت ميخواهد ، بعضي وقتها.. فقط بعضي وقتها.. اصلا" براي ِ يک لحظه هم که شده ، همه ي دنياي ِ يک "نفــر" باشي..
ملودی
زندگی کاروانیست زود گذر ... آهنگی نیمه تمام ... تابلویی زیبا و فریبنده ... می سوزد و می سوزاند ... و هیچ چیز در آن رنگ حقیقت به خود نمیگیرد... جز (( محبت ))
ملودی
عـــاشـق شدن چــــیــز ســـاده ایست. .. مــــهـمـــ عــــاشــــق مــــانـــدن اســـت... بــــــی انـــتـــــــها .. . بـی زوال ... تــــــــــا ابــــد ... بــی مــنـّــت...
ملودی
اوندا کی سوز گونشی چالخالادار ؟...بیر ئورک پایلی مهن ساخلا منه ...