ملودی
بسته بودی ...کوله بارت ...هیچ بهانه ای ...بهای عشق را یارای پرداختن نبود ...مگر گریز ...شاد میخواهمت فرشته ی نازنین من ...
ملودی
ایام خوش آن بود که با یار بسر رفت ...باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود ...
ملودی
آرام جانم را میطلبم ...طنین دل نشین صدایش را ...قلب مهربانش را ...آغوش گرمش را ...
ملودی
چشم دوخته اند همه ...به نازترین نگاه ...من نیز ناظرم بر ...ناز نگاهت ...
ملودی
پرستش به مستیست در کیش مهر ...برونند زین حلقه هشیارها ...
ملودی
هرگزم یاد تو از لوح دل و جان نرود ...
ملودی
نگران نباش حال دلم خوب است !!! ... نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو ... آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته ، و رویاهایش را به خاک می سپارد...
ملودی
کاش میشد ...بخاطر عشقمون ...نمیریم ...فقط زندگی کنیم ...با او ...
ملودی
...من چشم ترا مانم ...تو اشک مرا مانی ...