خدايا ... بابت آن روز ... که سرت داد کشيدم ... ... ... متاسفم ... ... ... من عصباني بودم ... ... براي چيز هايي ... که تو ميگفتي ارزش ندارد ... و من پا فشاري مي کردم لعنتی لیاقتش را نداشت...
یار من مهدی نیا، اینجا کسی یعقوب نیست / لحظه ای چشمانشان، از دوریت مرطوب نیست / نازنین، اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست / نوبهارم، در فراقت هیچ کس محزون نشد / منجی انسانیت، اینجا شرایط جور نیست / گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند / این دعاها بر زبان است، جنسشان مرغوب نیست
مرغ دلم انگار تو را کم دارد.که چنین هر نفسی شوق پریدن دارد.پرپرواز دلم بسته به چشمان شما.آری این دل فقط یک نظری کم دارد.نظری کن که گشایم پرپرواز دلم.سوی تو آیم و گویم همه ی راز دلم.(خودم گفتم نظر بدید)
باغبانی پیرم که به غیر از گلها ، از همه دلگیرم / کوله ام غرق غم است / آدم خوب ، کم است / عده ای بی خردند / عده ای کور و کرند / و گروهی پکرند / دلم از این همه بد می گیرد / و چه خوب است که آدم / عـــاقــبــت ، مــیــمــیــرد!!!
داشتيم از فاو برميگشتيم سمت خودمان كه قايق خراب شد. قايق دوم ايستاد كه ما را يدک کند. يك دفعه هواپيماهاي عراقي آمدند. همه شروع كردند به داد زدن و يا مهدي و يا حسين گفتن. چند نفر هم پريدند توي آب. يك نفر ولي ميخنديد. سرش داد زدم كه بچه الان چه وقت خنديدن است. گفت خوب اگر قرار است شهيد بشويم چرا با عز و جز و ناراحتي. 16 سالش بيشتر نبود.