ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
سیاهی دوچشمانت مراکشت**درازی دوزلفت مراکشت**به قتلم حاجت تیرو کمان نیست** خم ابرومژگانت مراکشت
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
برای قد کشیدن درهوایت دلم مثل صنوبرها صبوراست
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
سرشار می شوم از نیروی حرکت... نیروی نوشتن... اگرچه... خون لخته انگشتانم را فرا گرفته باشد..
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دنیای من... پر است از قاضی... بدون هیچ محکومی...
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
استخوانم یخ زده هوا در بینی ام ماسیده و باطری ساعتم به خواب زمستانی رفته این سرما و باد سر ما را به باد خواهد داد
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دست من گیر که این دست همان است که من / بارها در غم هجران تو بر سر زده ام
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
باز آمدنم به خدمتت دیر نشد / اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد / یک موی تو را به عالمی نفروشم / تو جان منی ، کسی ز جان سیر نشد
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
اون که باب میل منه و من بی تابشم /
اون که به چشم نیاد بزرگترین ایرادشم /
حتی به بد ترین شکل بزنن زیرابشم /
بازم دونسته با دروغاش سیاه بشم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
شخصی را به جهنم می بردند، در راه بر می گشت و به عقب خیره میشد ناگهان خدا فرمود:او را به بهشت ببرید فرشتگان پرسیدند چرا؟ پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
این روزها که میگذرد، جور دیگرم/ دیگر خیال و فکر تو افتاده از سرم/ دیگر دلم برای تو پرپر نمیزند/ دیگر کلاغ رفته به جلد کبوترم/ دیگر خودم برای خودم شام میپزم/ دیگر خودم برای خودم هدیه میخرم/ دیگر بلد شدم که خداحافظی کنم/ دیگر بلد شدم که بهانه نیاورم
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 25 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 56 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 53 دقيقه قبل