ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
به دنبال ردی از بوسهاش تمام مُهرهای مسجد را بوسیدم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
من پیراهنت بودم تو تنها هنرت اینکه دو پیراهن بیشتر کهنه کردهای
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
آدم ها فراموش نمیکنند؛ فقط دیگر ساکت میشوند همین.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را مبادا گم کنم اهداف زیبا را مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی . .
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند . .
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
نگران تعداد خوشم امدها نیستم ، نگرانم که مبادا تو هم در این تنهایی کوچ اجباری کنی
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ماها نیازی به کتاب های «تعبیر خواب» نداریم یا ترس های مان را خواب می بینیم یا نداشته های مان را . . . !
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
سردی کلامت هم وقتی مرا " شما " خطاب میکنی ! منی که تا دیروز عزیز دلت بودم درد دارد ، درد
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻣﯿﺖ ﺑﻮﺩﻡ، ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻮﺩﯼ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
سکوتم را بشکن...! فضای خلوتم را بشکن...! اما دیگر دلم را نه
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
این بار که آمدی خودت را در چشم هایم بریز شاید دیگر ندیدمت! قراری هم اگر بود، پای گهواره ی شعرهایم.
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 26 روز و 15 ساعت و 41 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 1 ساعت و 2 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 1 ساعت قبل