ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
پنهان شده ای و گوشه ی پیراهنت از پشت در پیداست نترس حبه ی انگورم هیچ گرگی نمی تواند زخم دست های مادرت را بر پنجه هایش نقاشی کند
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
روزي مي شود كه برگ برنده ات دل مي شود .... اما تو ديگر حاكم نيستي
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد… ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که…به زمین خوردم!!!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
رفت و آمد ، رفت و آمد ، اینقدر رفت و آمد که از یاد برد ، چیزی به نام ماندن هم وجود دارد!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
اینجا که سنگ روی سنگ بند نمیشود سنگ ترا به سینه میزنم
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دوستت دارمهایت را باور میکنم! مثل امضای پایین نامه هایت که میگی خونه ولی بویه انار میده
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 24 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 56 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبل