دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

JKing

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد ا... درباره »
JKing
مرد - مجرد
امتیاز: 337.45

دنبال‌شدگان

(91 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(175 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

JKing
JKing

@Mellina تولودت مبارک

JKing
JKing

گاه سکوت یک دوست بسی معنا دارد و تو می آموزی که همیشه بودن درفریاد نیست

JKing
JKing

@文 Ṗ£ƊŔΛɱ ð ҚɦΛɳ 文 تولودت مبارک

JKing
JKing

بخاطر عشق خودت زنده نباش ، بخاطر کسی زتده باش که به عشق تو زنده است

JKing
JKing

از دیدن ِ این دو سه موی سفیدِ آینه تعجب نمی کنم! فقط کمی نگران می شوم! می ترسم روزی در آینه، تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی! تنها از همین می ترسم ...

JKing
JKing

@Hami تولدت مبارک

JKing
JKing

یه دوستی داشتم فکر می کرد فرزاد فرزین هم مثل کامران هومن دو نفره !!

JKing
JKing

@زهــــرآ \"زری\" تولدت مبارک

JKing
JKing

بعضی وقتها مشکلات یکی یکی نمیان سمت آدم صبر میکنن همه با هم یه آژانس میگیرن!

JKing
JKing

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر بازآ که ریخت, بی گل رویت بهار عمر

JKing
JKing

کوتاهترين جوک دنيا.... . . . . . . . . . . . . سايپا مطمئن

JKing
JKing

tavalodet mobarak @setareh69

JKing
JKing

دیالوگ جاودانی اسکارلت من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و بههم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشته ام . آنچه که شکست شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تااینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم. . . . . کـــــــــــــــ*

JKing
JKing

دیشب به قلبم گفتم: شب‌ها خواب به چشمِ من نمی‌‌آید قلبم گفت : . . . . . . . از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی، بیخودی ادای عاشقارو در نیار ))

JKing
JKing

قانون تو تنهایی من است . . . . و تنهایی من قانون عشق ! عشق ارمغان دل دادگیست . . . . و این سرنوشت سادگیست ! چه قانون عجیبی . . . . چه ارمغان نجیبی . . . . و چه سرنوشت تلخ و غریبی . . . . که هر بار ستاره های زندگیت را ، با دست های خود راهی آسمان پر ستاره کنی . . . . و خود در تنهایی و سکوت . . . . با چشم های خیس از غرور ، پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی . . . . و خاموش و بی صدا . . . . به شادی ستاره های از تو گشته جدا ، دل خوش کنی . . . . و باز هم تو بمانی و . . . . تنهایی و . . . . دوری . . . . !