JKing
از دیدن ِ این دو سه موی سفیدِ آینه تعجب نمی کنم! فقط کمی نگران می شوم! می ترسم روزی در آینه، تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی! تنها از همین می ترسم ...
JKing
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر بازآ که ریخت, بی گل رویت بهار عمر
JKing
دیالوگ جاودانی اسکارلت من هیچ وقت در زندگی آدمی نبودم که قطعات شکسته ظرفی را با حوصله زیاد جمع کنم و بههم بچسبانم و بعد خودم را فریب بدهم که این ظرف شکسته همان است که اول داشته ام . آنچه که شکست شکسته و من ترجیح می دهم که در خاطره خود همیشه آن را به همان صورتی که روز اول بود حفظ کنم تااینکه آن تکه ها را به هم بچسبانم و تا وقتی زنده ام آن ظرف شکسته را مقابل چشمم ببینم. . . . . کـــــــــــــــ*
JKing
قانون تو تنهایی من است . . . . و تنهایی من قانون عشق ! عشق ارمغان دل دادگیست . . . . و این سرنوشت سادگیست ! چه قانون عجیبی . . . . چه ارمغان نجیبی . . . . و چه سرنوشت تلخ و غریبی . . . . که هر بار ستاره های زندگیت را ، با دست های خود راهی آسمان پر ستاره کنی . . . . و خود در تنهایی و سکوت . . . . با چشم های خیس از غرور ، پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی . . . . و خاموش و بی صدا . . . . به شادی ستاره های از تو گشته جدا ، دل خوش کنی . . . . و باز هم تو بمانی و . . . . تنهایی و . . . . دوری . . . . !