JKing
و خداوند… روز اول آفتاب را آفرید روز دوم دریا روز سوم صدا را روز چهارم رنگ ها را روز پنجم حیوانات را روز ششم انسان را روز هفتم خداوند با خود اندیشید : دگر چه چیزی را نیافریده ام؟! و آنگاه تو را برای من آفرید!!! سکانس آخر مدار صفر درجه
JKing
تو از خورشید پرسیدی، چرا بیمنت و با مهر میتابد؟ تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعلههای شمع، پرسیدی؟ تو آیا در شبی، با کرم شبتابی, سخن گفتی از او پرسیدهای راز هدایت ، در شبی تاریک؟ تو آیا هیچ میدانی، اگر عاشق نباشی، مردهای در خویش؟ نمیدانی که گاهی، شانهای، دستی، کلامی را نمییابی, ولیکن سینهات لبریز از عشق است…
JKing
هر کی که بهت گفت دوست دارم ، باور نکن ، خیلی ها میگن بارون رو دوست داریم ولی با چتر میرن زیرش...!!!
JKing
گاهی مفت گاهی بی قیمت بدترین مسافرتی که رفتی؟
JKing
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند سال ها ، هجری وشمسی ،همه بی خورشیدند
JKing
کوروش بزرگ: در دنیا از سه آهنگ خوشم نمیاد صدای کودکی از بی مادری صدای مجرمی از بی گناهی صدای عاشقی از جدایی
JKing
هــــی کــافــــــه چـــی! مـــیـزهـایــــت را تـک نـفـره کــن! نـمــــی بــیـنـــــی؟! هــمــه تـنـهــایــیــــم!!!
JKing
وقتي از كسي كه دوستش داري هيچ خبري نيست، نگرانش نباش چون همه چي آروم و روبراهه حالشم خوبه ... واسه همين فراموشت كرده
مرسی لطف کردی
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 28 دقيقه قبل