JKing
بيا پايين مرتیکه اونجا رفتی چه غلطی كنی؟!!! . . . . . . . . . . . [رايزنی ديپلماتيک با نماينده قبيله گابون كه از لوستر اجلاس آويزون شده] !!!!
JKing
و بدانید و آگاه باشید که اگر ندانید و آگاه نباشید، آنگاه نمی دانید و آگاه نیستید!
JKing
azizakam bekhab bashad ke dar khab hameye kubus haye bidariat ra ja bogzari
JKing
اشتباه نکن بیش از آنکه دلم برای تو تنگ باشد برای آن منی که تو را نمیشناخت تنگ است..
JKing
"من" و "تو" همیشه "من" و "تو" تا ابد من و تو "ما" خیالی ست که در خواب های ما می پیچد
JKing
آرزو دارم در روزگار ديگری دوستت میداشتم روزگاری مهربانتر شاعرانهتر اما افسوس دير رسيدهايم ما گل عشق را میکاويم در روزگاری که عشق را نمیشناسد.