AHMAD
ملت من توی این روزا سوگواره... صبر ایران منو فقط ایوب داره... مگه درد کم داشتیم اخه این چه دوایی بود...توی این شرایط سخت این چه بلایی بود... صبر بده خدا فقط صبر بده... نمیخوام که سرزمینم رو به عقب گرد بره ...هر لحظه رو به افزایش میره آوار...از کودکان دفن شده زیر آوار...امیدوار بودم هموطنام غم نبینن...دوباره فاجعه ای رو نظیر بم نبینن...من واسه ی آبادیه این دیار میکوشم..من واسه ی رفتن شما سیاه میپوشم... ما آذربایجانو دوباره میسازیم...بیخیال اونا که از خوشیه زیاد بی هوشن...(یاس)
AHMAD
شايد باورتون نشه شايد فکر کنيد دارم براتون کلاس ميذارم ولي...... افطاري مرغ داشتيم !!!!!
AHMAD
مے گوینـد قِسمت نیست ـحِکمَت است خدایـآ... مـَن معنیِ قِسمت و حِکمَت را نمے دانم امـآ تـو معنےِ طاقَت رآ مے دانـی ... مـَگــَر نــه ؟؟؟
AHMAD
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودااااااا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟؟؟؟ میگفت: بعععععله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!
AHMAD
یک نفر هست که این جا بین آدمهایی ٬ که همه سرد و غریبند با تو تک وتنها ٬ به تو می اندیشد
AHMAD
این پسرهایی هستن که ابرو برمیدارند... ناخن بلند میزارند... موهاشونو مش می کنند... گوشواره هم میندازند... اینا ماه رمضون ۳۰ روز روزه میگیرن یا ۲۳ روز ؟؟
AHMAD
بهترین راه برای به خاطر سپردن روز تولد زنت اینه که فقط یه بار اون روزو فراموش کنی!!
AHMAD
ما مصلن میریم بخوابیم شب همه دنبالری ها بخیر
AHMAD
تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد ------ هیدروژنی! پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش
AHMAD
یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه! بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم! اصن چ وضعیه
AHMAD
کاش میدانستم چه کسى این سرنوشت را برایم بافت