ٌسلطـان ِ دَرد
او پسر گه ِكيدهَ؟ چَند وَقتيه دُنبالته؟ ِ بريمه فيلم بازي نكن! همه ميگن رفيق دَه... ميگن ِخيلي دوسش داري... َشبا براش خواووو نداري... ميگن خيلي عاشقته... از ُصو تا ُشو دُنبالته!!!...خدا َدشو حرفي بزن... امشو خونت پاي خودته...ميلا مَسو چيزي بگو... َصبروم ديگه َسر آمده...
ٌسلطـان ِ دَرد
درد را هر سو بخواني درد است! اما آينه "نامرد" را "درمان" ميكند! اما درد هم چنان درد است!