lili
گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ…
نه کوچکم و نه بزرگ؛ خودت هستی که دور می شوی و نزدیک…
lili
می بخشم کسانی را که هرچه خواستند با من ، با دلم و با احساسم کردند… و مرا در دور دست خودم تنها گذاشتند و من امروز به پایان خودم نزدیکم، پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند….
lili
آموزش سریع تفاهم در زندگی مشترك برای خانومها: هیچ وقت با هیچ مردی بحث نکنید... بلافاصله گریه کنید!!! برای آقایون: هیچ وقت با خانومها بحث نکنید... بلافاصله ببوسیدشون!!!
lili
گفتی دلتنگ دل نوشتههایم هستی… اما مهربانم دیگر دلی برایم باقی نمانده که بخواهد از پس ناگفتهها بنویسد خسته از گذشتههای نه چندان دور و بدون هیچ امیدی به آینده… تنها کوله باری از خاطرات را به دوش میکشم جایی سراغ نداری که بتوانم تنها برای لحظه ای کوله ام را بگذارم و به اندازه چشم بر هم زدنی آرام گیرم؟ نه … از من نخواه که کوله ام را بر شانههای تو بگذارم… حتی شانههایت را در رویا نیز از آن خود نمیدانم این است حقیقت نه، شانههایت با ارزش تر این است که آرامگاه من باشند! با ارزش تر ..باور کن …
lili
مرا به آغوشی عادت دادی که هیچگاه از آن من نخواهد شد شانه هایی را تکیه گاه ام قرار دادی که قبل تر تکیه گاه کسی بود دلی را به من دادی که جایی در آن نبود برای من .
lili
آنچنان میل تو دارد دل من،
كه اگر نامه رسان گرگ بیابان باشد،
قدمش میبوسم
lili
عشق یک چرخه است:
وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.
وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.
… … وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.
وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.
وقتی دل تنگ می شوید…
در نهایت دوباره عاشق می شوید
lili
هنوز هم عاشقانههایم را عاشقانه برای تو مینویسم.. هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف میزنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. این روزها دیگر پشت پنجره مینشینم و به استقبال باران میروم. میدانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است.. میدانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است، کسی که جز تو نیست بازمیگردد.. میدانم تمام میشود و ما رها میشویم؛ پس بگذار بخوانم: اولین عشق من و آخرین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..